عمر خشمناك شد حضرت على ( عليه السّلام ) فرمود : من جواب ترا مىدهم هرچه مىخواهى بپرس ما نزد پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) بوديم فرشتهاى آمد و سلام كرد پيامبر پرسيد : از كجا آمدهاى گفت : از نزد خدا از آسمان هفتم فرشته ديگرى آمد از او پرسيد گفت : از زمين هفتم از نزد پروردگارم آمدم و سوّمى از مشرق و چهارمى از مغرب آمد از هريك پرسيد گفتند : از نزد خدا آمديم ، پس خداوند هم اينجاست و هم آنجا و هم در آسمان و هم در زمين خدائى مىكند . ( عاصمى در زين الفتى فى شرح سوره هل اتى )
552 - كتك زدن عمر روزهدار را
احمد امام حنبلىها آورده گروهى را نزد عمر آوردند بخاطر ميگسارى فيهم رجل صائم فجلدهم و جلده معهم قالوا انّه صائم قال لم جلس معهم ( مسند احمد 2 / 427 ، كنز العمال 3 / 101 ) مردى روزهدار هم بين آنها بود كه عمر به همراه آنان او را هم شلاق ( حد ) زد گفتند : او روزهدار است گفت : چرا با آنها نشست ؟
علّامه امينى اضافه مىكند علاوهبر اينكه ممكن است اين روزهدار ناچار بوده كه نشسته و ترك جلسه برايش تهديدى بوده كه همين شبهه حد را از او برمىدارد در اين موارد در صورت ثبوت گناهكارى تعزير مىشود كه 10 شلاق است نه مانند شرابخواران شلاق بخورد .
553 - اجتهاد عمر در عدد تكبير ميّت
ابن حزم در المحلّى از ابن وائل آورده قال جمع عمر بن الخطاب النّاس فستشارهم بالتّكبير على الجنازة فقالوا كبرّ النّبىّ سبعا و خمسا و اربعا فجمعهم على اربع تكبيرات عمر مردم را جمع كرد و مشورت كرد دربارهء تعداد تكبير گفتن بر ميت بعضى گفتند : پيامبر هفت تكبير گفت .
بعضى گفتند : پنج تكبير گفت . بعضى گفتند : چهار تكبير گفت . عمر همه را بر چهار تكبير ملزم كرد .
علّامه امينى گويد : اين اختلاف تكبيرات بهخاطر فضل ميت يا خود نماز بوده است و كشف مىكند كه هريك از اينها كفايت مىكند و اختيار يكى و منع از بقيه كه عمر انجام داد اجتهاد