تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 601

مساهمون:

ص٦٠١
پيامبر بر ابراهيم و طاهر فرزندانش و بر حمزه عمويش و بر جعفر بن ابيطالب و زيد بن حارثه و عبد اللّه بن رواحه سرداران شهداء موته و بر مادرش آمنه و عثمان بن مظعون ( صحيح بخارى ، سنن بيهقى 4 / 70 ، سنن ابى داود 2 / 63 ، سنن ابن ماجه 1 / 445 ، مجمع الزوائد 3 / 18 ، امتاع مقريزى ص 154 و كتابهاى ديگر اهل سنّت كه علّامه امينى ذكر كرده ) و عجيب‌تر اينكه خود عمر هم وقتى خبر مرگ نعمان بن مقرون را شنيد به منبر رفت و به مردم خبر داد و گريست .

530 - اجتهاد عمر در قربانى

قال الشافعى فى ام ( 2 / 189 ) قد بلغنا انّ ابا بكر و عمر كانا لا يضحيّان كراهية ان يقتدى بهما فيظنّ من رآهما انّها واجبهء به ما رسيده كه ابو بكر و عمر قربانى نمىكردند كراهت داشتند از اينكه مبادا مردم به آنها اقتداء كنند . و هركس آنها را ببيند گمان كند كه آن واجب است . ملاحظه : علّامه امينى اين مطلب را از كتابهاى مختلف اهل سنّت آورده و اضافه مىكند ابو بكر و عمر به چه حكمتى دست يافتند كه پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) دست نيافته بود و اينها به امت مهربانتر از پيامبر شدند ؟ ؟ ! !

531 - عمر و ارث بردن زن از ديهء شوهر

عن سعيد بن المسيّب انّ عمر كان يقول الدّية للعاقلة و لا ترث المرأة من دية زوجها شيئا اخبره الضّحاك بن سفيان انّ النّبىّ كتب اليه ان يورث امرأة اشيم الضّبابى من ديته فرجع اليه عمر ( سنن ابى داود 2 / 22 ، سنن ابن ماجه 2 / 142 ، سنن بيهقى 8 / 134 ، صحيح ترمذى 1 / 256 و . . . ) از سعيد بن مسيب نقل شده عمر گفت : ديه بر عاقله است و زن از ديهء شوهرش ارث نمىبرد تا اينكه به او خبر داد ضحاك كه پيامبر به من نوشت زن اشيم ضبابى را از ديهء شوهرش ارث دهم پس عمر اين قول را گرفت . ملاحظه : علّامه امينى اضافه مىكند اين امر نشان‌دهندهء بىاطلاعى او از قرآن و سنّت است .