هرچه مىخواهيد بپرسيد آنها سوالاتشان را كردند . عمر گفت : عيبى ندارد چيزى كه نمىدانم بگويم نمىدانم . يهوديان بلند شدند و گفتند : اسلام باطل شد و محمّد پيامبر خدا نبوده است . سلمان برخواست و به يهوديها گفت : كمى صبر كنيد و خودش را به حضرت على ( عليه السّلام ) رسانيد و به او جريان را گفت حضرت على ( عليه السّلام ) در حالى كه لباس پيامبر را بر تن داشت وارد مسجد شد . عمر دست به گردن حضرت انداخت و گفت : تو براى حل مشكلات دعوت مىشوى
فدعا علىّ ( عليه السّلام ) اليهود فقال سلوا عمّا بدا لكم فانّ النّبى ( صلّى اللّه عليه و آله ) علّمنى ألف باب من العلم فتشعبّ لى من كل باب الف باب فسألوه منها فقال علىّ ( عليه السّلام ) انّ لى عليكم شريطة اذا اخبرتكم كما فى توراتكم دخلتم فى ديننا و آمنتم ؟ فقالوا نعم فقال سلوا عن خصلة خصلة
سپس حضرت على ( عليه السّلام ) به يهوديها فرمود : از هرچه خواستيد بپرسيد كه پيامبر به من هزار باب علم آموخت كه از هربابى هزار علم ديگر منشعب شده . آنها پرسيدند حضرت فرمود : مرا با شما شرطى است اگر آنچه در تورات شماست به شما خبر دهم داخل دين ما شده و مسلمان شويد آنها قبول كردند . حضرت فرمود : سؤالاتتان را يكىيكى بپرسيد و جواب گيريد . قالوا اخبرنا عن اقفال السّموات ما هى ؟ قال اقفال السّموات الشّرك باللّه لانّ العبد و الامة اذا كانا مشركين لم يرتفع لهما عمل گفتند : خبر ده ما را ، قفلهاى آسمان چيست ؟ فرمود : شرك به خداست زيرا زن و مرد وقتى مشرك باشند عمل آنها بالا نمىرود . قالوا فأخبرنا عن مفاتيح السّموات ما هى ؟
قال شهادة ان لا إله الّا اللّه و انّ محمّدا عبده و رسوله فجعل بعضهم ينظر الى بعض و يقولون صدق الفتى گفتند : به ما از كليد قفلهاى آسمان خبر ده . فرمود : شهادت به يگانگى خدا و رسالت محمّد ( صلّى اللّه عليه و آله ) سپس بعضى از آنها به بعضى ديگر نگاه كردند و گفتند : اين جوان راست گويد ، قالوا فاخبرنا عن قبر سار بصاحبه ؟ فقال ذلك الحوت الّذى التقم يونس بن متى فسار به فى البحار السّبع گفتند : ما را از قبرى خبر ده كه صاحبش را گردش داد ؟ فرمود : او ماهيى بود كه يونس را بلعيد و در هفت دريا گردش داد . فقالوا اخبرنا عمّن انذر قومه لا هو من الجنّ و لا هو من الأنس ؟ قال هى نملة سليمان بن داود قالت ايّها النّمل ادخلوا مساكنكم لا يحطمنّكم
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 597
مساهمون: رضا معراجي
ص٥٩٧