خداوند مىفرمايد :
إِحْداهُنَّ قِنْطاراً
( نساء 24 ) عمر گفت : خدا ببخش همه مردم از عمر داناترند و به منبر برگشت و گفت : اى مردم من شما را منع كردم كه مهر زنان خود را از 400 درهم بيشتر نكنيد پس هركس خواست از مالش هرچه دلش خواست بدهد .
ملاحظه : 1 - علّامه امينى اين حديث را به 9 صورت از دهها كتاب اهل سنّت نقل مىكند كه علاوهبر كلّ النّاس افقه من عمر عبارات ديگرى از عمر در آنها آمده است مثل امرأة اصابت و رجل اخطأ زنى بصواب مىرود و مردى خطا مىكند . كلّ احد افقه من عمر هركس از عمر داناتر است . كلّ النّاس افقه من عمر حتى ربّات الحجال همه مردم از عمر داناترند حتى زنان پرده نشين . 2 - علّامه امينى اين حديث را از 10 كتاب مهمّ اهل سنّت چون تفسير ابن كثير ( 1 / 467 ) مسند كبير ابو يعلى آورده است .
491 - جهل عمر به معنى ابّا
عن أنس بن مالك قال انّ عمر قرأ على المنبر
فَأَنْبَتْنا فِيها حَبًّا وَ عِنَباً وَ قَضْباً وَ زَيْتُوناً وَ نَخْلًا وَ حَدائِقَ غُلْباً وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا
( عبس 32 ) قال كلّ هذا عرفناه فما الابّ ؟ ثمّ رفض عصا كانت فى يده فقال هذا لعمر اللّه هو التّكليف فما عليك ان لا تدرى ما الاب ؟ اتبعوا ما بيّن لكم هداه من الكتاب فاعملوا به و ما لم تعرفوه فكلّوه الى ربّه :
عمر بالاى منبر قرائت كرد ما رويانديم در زمين دانه انگور و خرما و زيتون و باغهاى پردرخت ميوه و چراگاه را . گفت : همه را شناختيم پس ابّ چيست ؟ سپس عصائى كه به دست داشت انداخت و گفت : به خدا قسم اين كار دشواريست پس چه عيبى دارد كه نمىدانى ابّ چيست ؟ عمل كنيد آنچه از قرآن شناختهايد و آنچه نشناختهايد فرو گذاريد .
ملاحظه : اين حديث را علّامه امينى با الفاظ ديگرى آورده و به تحريف كتاب صحيح بخارى در حديث اشاره كرده است و مصادر حديث را از 18 كتاب مهم اهل سنّت آورده است مانند :
بيهقى در شعب الايمان ؛ ابن جرير طبرى در تفسيرش ( 2 / 38 ) ، حاكم در مستدرك ( 2 / 514 ) كه آنرا صحيح دانسته است . . .