تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 573

مساهمون:

ص٥٧٣
نبود عمر هلاك مىشد و در لفظ ابن جوزى آمده عمر گفت : خدايا مرا زنده نگذار در مشكلى كه پسر ابو طالب نباشد . ملاحظه : علّامه امينى ضمن نقل صورتهاى ديگرى از حديث فوق به قضيه‌اى شبيه همين‌كه در زمان عثمان اتفاق افتاد اشاره مىكند ولى وقتى دستور عثمان براى بازگرداندن زن رسيد او را سنگسار كرده بودند و بچه كه بزرگ شد ، شبيه‌ترين كس به پدرش بود و شوهر آن زن به خاطر تهمت به زنش گوشتهايش مىريخت ( سنن كبرى بيهقى 7 / 442 ) و مىپرسد آيا ننگ نيست اينها به‌جاى پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) بنشينند ؟

490 - همه مردم از عمر داناترند .

عن مسروق بن اجدع قال ركب عمر منبر رسول اللّه ( صلّى اللّه عليه و آله ) ثمّ قال ايها النّاس ما اكثاركم فى صداق النّساء ؟ و قد كان رسول اللّه و اصحابه و الصّدقات فيما بينهم اربعمائة درهم فمادون ذلك و لو كان الاكثار فى ذلك تقوى عند اللّه او كرامة لم تسبقوهم اليها فلا عرفنّ ما زاد رجل فى صداق امرأة على اربعمأة درهم قال ثمّ نزل فأعترضته امرأة من قريش فقال يا امير المؤمنين نهيت النّاس ان يزيدوا فى مهر النّساء على اربعمائة درهم ؟ قال نعم فقالت اما سمعت ما انزل اللّه فى القرآن قال و اىّ ذلك ؟ فقالت اما سمعت اللّه بقول و آتيتم احداهنّ قنطارا ؟ قال فقال الّلهم غفرا كلّ النّاس افقه من عمر ثمّ رجع فركب المنبر فقال ايّها النّاس انىّ كنت نهيتكم ان تزيد و النّساء فى صدقاتهنّ على اربعمائة درهم فمن شاء ان يعطى من ماله - او - فمن طابت نفسه فليفعل مسروق گويد : عمر بر منبر رفت و گفت : اى مردم چه‌اندازه زياد مىكنيد مهر زنانتان را و حال آنكه پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) و اصحاب او مهر زنانشان 400 درهم و كمتر از آن بود و اگر زيادكردن در مهر تقوا و كرامت بود آنها پيشى مىگرفتند و كسى بر آنها سبقت نمىگرفت . بنابراين مهر زن را محدود به 400 درهم مىكنم . سپس عمر از منبر پائين آمد زنى از قريش گفت : مردم را منع كردى از اينكه زيادتر از 400 درهم مهر زنان كنند عمر گفت : آرى . زن گفت : آيا نشنيده‌اى آنچه خدا در قرآن نازل كرده ؟ عمر گفت : كدام ؟ زن گفت : اينكه