عمر فقيهترين و داناترين فرد از ميان اصحاب پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) و آگاهترين فقيه به سنّت و قرآن كريم بود و در مدت عمرش در همه كارهايش براساس قرآن و سنّت عمل مى كرد و مواقع سنّت را مىدانست و معانى قرآن را مىفهميد . سپس علّامه امينى جهت آشكار كردن دروغ صاحب الوشيعه يكصد مورد از منابع اهل سنّت دربارهء عمر نقل مىكند كه ارزيابى كاملى از شخصيت علمى عمر مىباشد كه به جهت اهميت آن در هرموضوع يك نمونه آورده مىشود .
فصل اول جهل عمر به احكام شرعى و كتاب و سنّت
487 - عمر حكم تيمّم را نمىداند .
مسلم در صحيح خود از چهار طريق از عبد الرّحمن بن ابزى آورده :
انّ رجلا أتى عمر فقال انّى اجنبت فلم اجد ماء فقال عمر لا تصلّ فقال عمّار اما تذكر يا امير المؤمنين اذا انا و انت فى سريّة فاجنبنا فلم نجد ماء فأمّا انت فلم تصلّ و امّا انا فتمعّكت فى التّراب و صلّيت فقال النّبى ( صلّى اللّه عليه و آله ) انّما يكفيك ان تضرب بيديك الارض ثمّ تنفخ ثمّ تمسح بهما وجهك و كفيّك ؟ فقال عمر اتقّ اللّه يا عمّار و قال ان شئت لم احدّث به ( سنن ابى داود 1 / 53 ، ابن ماجه 1 / 200 ، نسائى 1 / 59 ، بيهقى 1 / 201 ، مسند احمد 4 / 265 )
مسلم در صحيح خود در باب تيمّم به چهار طريق از عبد الرّحمن بن ابزى آورده : مردى نزد عمر آمد ، سپس گفت : من جنب شدم و آب نيافتم . عمر گفت : نماز نخوان . عمّار گفت : اى امير مومنان يادت هست وقتى من و تو در يك مأموريت جنگى رفته بوديم جنب شديم و آب نيافتيم و تو نماز نخواندى و من خود را به خاك ماليدم و نماز خواندم . پس پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) فرمود : كافيست تو را كه دو دستت را به زمين بزنى و فوت كنى آنگاه صورت و دو دستت را مسح كنى . عمر گفت : اى عمار بترس از خدا . عمّار گفت : اگر خواستى ديگر آنرا