آوردهاند . 2 - علّامه امينى سپس اضافه مىكند اين جانشينى كه با استثناء نبوت از آن خلافت را مىرساند كه براى هارون ثابت بود آنقدر اهميّت داشته كه سعد بخاطر آن ترسيد با على ( ع ) قتال كند و معاويه مىگويد اگر من شنيده بودم تا آخر عمر خدمتگزار على ( عليه السّلام ) بودم .
3 - چون بعضى از اين فضيلتها در مباحث گذشته از منابع اهل تسنن نقل شد فقط حديث سد الابواب را در نكته بعد جداگانه ملاحظه مىكنيد .
228 - حديث بسته شدن درها به مسجد جز در خانه على ( عليه السّلام ) در منابع اهل تسنن
در پاسخ به ياوهء ابن تيميه كه گويد : شيعيان حديثى را جعل كردند بعنوان سدّ الابواب در مقابل فضيلت ابو بكر . علّامه امينى 23 روايت از منابع اهل سنّت آورده كه مىرسد به امير المؤمنين ( عليه السّلام ) ، عبد إله بن عمر ، ابن عباس ، ابو سعيد خدرى ، جابر بن عبد اللّه انصارى ، زيد بن ارقم ، عمر بن الخطاب ، بريده الاسلمى ، انس بن مالك ، سعد بن ابى وقاص ، جابر بن سمره ، ابو حازم اشجعى ، كه دهها كتاب عامه از اين اصحاب حديث مذكور را نقل كردهاند كه يكى از ناقلين آن احمد حنبل در مسند ( 4 / 369 ) است كه امام مذهب ابن تيميه است و اين حديث از نظر اهل تسنن به حدّ تواتر رسيده است بنابراين حرف ابن تيميه كه حديث را شيعه نقل كرده جز بى آزرمى و ردكردن حقايق مسلم چيزى نيست و اينك چند نمونه از آن احاديث :
1 - زيد بن ارقم قال كان لنفر من اصحاب رسول اللّه ( ص ) ابواب شارعة فى المسجد قال فقال يوما سدّوا هذه الابواب الّا باب علىّ قال فتكلّم فى ذلك النّاس قال فقام رسول اللّه ( ص ) فحمد اللّه و اثنى عليه ثمّ قال اما بعد فانّى امرت بسدّ هذه الابواب غير باب علىّ فقال فيه قائلكم و انّى ما سددت شيئا و لا فتحته و لكنّى امرت بشىء فاتبعته ( مسند احمد 4 / 369 ، نسائى در خصائص ص 13 ، حاكم فى المستدرك 3 / 125 ، القول المسدّد ص 17 ، طبرى فى رياض 2 / 192 كنجى در كفايه ص 88 ، ابن جوزى در تذكره ص 24 ، ابن ابى الحديد در شرح خود 2 / 451 ، ابن كثير در تاريخ خود 7 / 342 ، سيوطى در مجمع الجوامع 6 / 152 ، هيثمى در مجمع 9 / 114 ، عينى در عمده القارى