تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
هركسى آگاه به اوضاع جارى در حديث باشد مىفهمد يك قضيه شخصى بوده است مربوط به جنگ تبوك زيرا منافقان فكر مىكردند پيامبر و مسلمين قدرت مقاومت در برابر روم را ندارند و نزديكترين احتمال در مدينه در غيبت پيامبر اين بود كه منافقان دست به شورش بزنند و بايد كسى در مدينه مىماند كه با هيبت و عظمت نزد شورشيان بوده و با قاطعيت خود اين خطر را پيشگيرى كند و گرنه به اتفاق سيره‌نويسان در هيچ مقامى على ( ع ) از پيامبر جز جنگ تبوك فاصله نگرفته است ( استيعاب 3 / 34 ، شرح تقريب ص 851 ، رياض النضره 163 ، صواعق ص 72 ، اصابه ( 2 / 507 ) ، سيره حلبيه ( 3 / 148 ) ، اسعاف ص 149 ) و در روايت صحيح از پيامبر ( ص ) رسيده كه وقتى مىخواست براى نبرد تبوك حركت كند به على ( عليه السّلام ) فرمود : لا بد ان اقيم او تقيم : چاره‌اى نيست يا من بمانم يا تو ، آنگاه على ( ع ) را به‌جاى خود نهاد ( رياض النضره 2 / 162 ، امتاع مقريزى ص 449 ، عيون الاثر 2 / 217 ، سيره حلبيه 3 / 148 ، شرح مواهب زرقانى 3 / 69 سيرهء زينى دحلان 2 / 338 ) 4 - علّامه امينى در پاسخ به ابن تيميه كه جانشينى حضرت على ( ع ) در مدينه در جنگ تبوك را خواسته كم‌اهميت نشان دهد هفت حديث آورده است كه يك نمونه آن به شرح زير است : معاويه به سعد بن ابى وقاص گفت : چرا همراه ما با على نجنگيدى ؟ سعد پاسخ داد : ما كنت لا قاتل رجلا قال له رسول اللّه ( ص ) انت منّى بمنزلة هارون من موسى الّا انّه لا نبىّ بعدى فقال معاوية من سمع هذا معك فقال فلان و فلان و ام سلمه فقال معاوية اما انّى لو سمعته منه ( ص ) لمّا قاتلت عليّا ( تاريخ ابن كثير 1 / 77 ) و در عبارت ديگر معاويه گفت : فانّى لو سمعت من النّبى مثل الّذى سمعت منه ( ص ) لكنت خادما لعلىّ ما عشت : من نمىجنگم با كسىكه پيامبر به او فرمود : نسبت به من ، چون هارون به موسى است ، مگر اينكه بعد از من پيامبرى نمىآيد . معاويه گفت : چه‌كسى با تو اين حديث را شنيده است سعد گفت : فلان و فلانى و ام سلمه پس معاويه گفت : اگر من از پيامبر شنيده بودم با على نمىجنگيدم و در عبارت ديگر گفت : اگر من مثل آنچه تو از پيامبر شنيده‌اى شنيده بودم تا زنده بودم خادم على ( ع ) بودم . ملاحظات : 1 - اين حديث را نسائى در خصائص ( ص 32 ) و مسعودى در مروج الذهب ( 2 / 61 )