تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
عمران بن حصين گويد : پيامبر گروهى را به جنگ فرستاد و على ( عليه السّلام ) را فرماندهء آنها قرار داد او در سفر كارى كرد كه چهارنفر از اصحاب پيامبر پيمان بستند كار على را نزد پيامبر بگويند عمران گويد : وقتى ما از سفر برمىگشتيم اول خدمت پيامبر رسيده سلام مىداديم در اين سفر وقتى وارد شديم مردى از همراهان برخاست و گفت : على ( عليه السّلام ) در اين سفر چنين‌وچنان كرد پيامبر از او روى برگرداند دومى به‌پا خاست همان گفت و پيامبر روى گرداند و سومى به‌پا خاست گفت : على چنين‌وچنان كرد پيامبر روى برگرداند چهارمى به‌پا خاست و گفت : يا رسول اللّه على چنين‌وچنان كرد . آنگاه پيامبر در حالى كه چهره‌اش دگرگون شده بود روى به چهارمى نمود و دوبار گفت : دست از على برداريد . او بعد از من ولىّ و صاحب اختيار هرمؤمنى است . ملاحظه : اين روايت را ابو نعيم اصفهانى در حليه ( 6 / 296 ) ، محب الدين طبرى در رياض ( 2 / 171 ) ، بغوى در مصابيح ( 2 / 275 ) ، ابن كثير در تاريخ خود ( 7 / 344 ) ، متقى در كنز العمال ( 6 / 296 ) ، بدخشى در نزل الابرار ص 22 و . . . نقل كرده‌اند علّامه امينى صورتهاى ديگرى از اين حديث را با اسناد ديگرى نقل كرده است .

230 - نظر علماء اهل تسنن دربارهء ابن تيميه

علّامه امينى با اشاره به اينكه دروغهاى ابن تيميه را اگر بخواهيم بشماريم زياد است و بايد چهار مجلد ديگر در ردّش بنويسيم مىگويد : براى اينكه حقيقت ابن تيميه به جامعهء علمى معرفى شود تنها به كلامى از حافظ ابن حجر در الفتاوى الحديثيه ( ص 86 ) اكتفا مىكنم كه گويد : ابن تيميه بنده‌ايست كه خدا او را ترك گفته و گمراه و كور و كرش ساخته و ذليلش كرده است . ائمه اهل سنّت كه بيان فساد احوال و كذب اقوالش را نموده‌اند به‌ترتيبى كه ذكر شد او را معرفى كرده‌اند كسىكه بخواهد از اقوالشان باخبر شود بايد كلام امام و مجتهدى كه امامت و جلالت شأن و مرتبه اجتهادش مورد اتفاق همگان است يعنى ابو الحسن سبكى و كلام فرزندش