متوفى 852 در الاصابه و . . .
225 - حديث فاروق امت در منابع اهل تسنن
وى مىنويسد : حديث پيامبر دربار على ( ع ) هذا فاروق امّتى يفرق بين اهل الحقّ و الباطل : اين على جداكننده اهل حق از باطل در امت من است و گفتار عبد اللّه بن عمر : مادر عهد پيامبر ( ص ) منافقان را جز از راه دشمنى با على نمىشناختيم . حديثشناسان شك ندارند كه هردو حديث ساختگى و دروغى است كه بر پيامبر بستهاند و هيچكدام در كتب علمى مورد اعتماد نيست و اسناد معروفى ندارند ( 2 / 179 )
علّامه امينى در پاسخ مىگويد : 1 - جامعترين سخن دربارهء ابن تيميه اين است كه قدرت حرف زدن به او داده شده ولى قدرت تعقل داده نشده مىگويد هردو حديث ساختگى و به پيامبر نسبت داده شده در حالى كه متوجه نيست عبد اللّه بن عمر آن را به پيامبر نسبت نداده گفته روش ما چنين بود و تازه در اينباره عبد اللّه عمر تنها نيست ابو ذر غفارى هم گويد : ما در زمان پيامبر منافقان را به سه علامت مىشناختيم : 1 - تكذيب خدا و رسول 2 - تخلف از نماز 3 - دشمنى با على ( اين حديث را خطيب در المتفق ، طبرى در رياض 2 / 215 ، جزرى در اسنى المطالب ص 8 سيوطى در الجامع الكبير 6 / 390 آوردهاند ) همچنين ابو سعيد خدرى و جابر بن عبد اللّه انصارى ، ابو سعيد محمّد بن هيثم همين عقيده را داشتهاند كه علّامه امينى گفتار آنها را از منابع اهل سنّت نقل كرده است . 2 - اما ادّعاى افراد مذكور ( عبد اللّه بن عمر - ابو ذر - ابو سعيد خدرى - جابر بن عبد اللّه انصارى و ابو سعيد محمّد بن هيثم ) براساس شنيدها از پيامبر بوده سپس علّامه امينى پنج صورت حديث مذكور را از خود على ( عليه السّلام ) آورده است كه بعنوان نمونه فرموده : و الّذى فلق الحبّة و برأ النسمّة انّه لعهد النّبى الامى الىّ انّه لا يحبّنى الّا مؤمن و لا يبغضنى الّا منافق : سوگند به آنكه دانه را شكافت و جان را آفريد اين عهدى است كه پيامبر امّى با من در ميان نهاده كه دوست نمىدارد مرا مگر مؤمن و دشمن نمىدارد مرا مگر منافق كه