كنند تا چه رسد به امامتش را مگر وقتىكه امامت ابو بكر و عمر و عثمان را بپذيرند زيرا اگر بخواهند اين امتيازها را براى على ثابت كنند دليلى با آنها موافق نمىشود چنان كه مسيحى بدون پذيرفتن دين محمّد در اثبات نبوت عيسى دليلى با او همراه نيست ( 1 / 162 )
علّامه امينى در پاسخ مىنويسد : كاش مىدانستم چه موقع على ( ع ) كافر بوده تا موضوع ايمان آوردنش مطرح باشد ؟ آيا پيامبر ( ص ) را در آغاز اسلام جز على ( ع ) برادرى بود ؟ آيا زمانيكه ديگران كه ابن تيميه نام برده هنوز اسلام نياورده بودند آيا اسلام بدون شمشير على ( ع ) مىتوانست به پاى خود تكيه كند ؟ آيا لشگر شرك را جز شمشير على ( ع ) پراكنده ساخت ؟
آيا زنگار شبهه و كفر جز به بيانات او زدوده شد ؟ آيا خداوند خاندانى را در قرآن پاكيزه نساخت كه على ( ع ) بعد از پيامبر بزرگ آن خاندان باشد ؟ آيا غير على ( ع ) به نصّ قرآن كسى نفس رسول اللّه هست ؟
و چه ملازمهاى بين ايمان و عدالت على ( ع ) و ديگران هست ؟ آيا آنان را يك نفس حساب كرده كه آن نفس قابل تبعيض نيست ؟
219 - نظر شيعه دربارهء مسيلمهء كذّاب
وى مىنويسد : مشهورترين كسانى كه مرتد شدند دشمنان ابو بكر مانند مسيلمه و تابعان او و ديگرانند و رافضيان اينان را دوست مىدارند و علّامه حلّى و ديگران گفتهاند رافضيان اهل رده را برحق دانند و گويند ابو بكر آنان را به ناحق كشته است ( 2 / 102 ) علّامه امينى در پاسخ مى گويد : شيعه مسيلمه را كذاب خوانند و اعمالش را تباه مىدانند و دروغهاى او را به تفصيل بيان كردهاند و انحصارا خاتم پيامبران را محمّد سيد الانبياء ( ص ) دانسته و هرمدّعى نبوت بعد از او را كافر مىدانند .
و كتابهاى علّامه حلّى اعمّ از خطى و چاپى آن در كتابخانهها موجود است چنين تهمتى را نمىتوان در آن يافت اين تهمتها فقط در صندوق بدبينى و كتاب تهمتنامهء ابن تيميه موجود