رفتند .
4 - از جمله افراد ديگرى از اين 43 نفر كه علّامه امينى حديث ردّ الشّمس را از آنها نقل مىكند سيوطى متوفى 911 است كه در جمع الجوامع ( 15 / 277 ) و در خصائص الكبرى ( 2 / 183 ) آورده : أوتى يوشع حبس الشّمس حين قاتل الجبّاريّن و قد حبست لنبيّنا ( ص ) فى الاسراء و اعجب من ذالك ردّ الشّمس حين فات عصر علىّ ( ع ) روزيكه يوشع با جباران مىجنگيد خورشيد برايش متوقف شد و براى پيامبر ما در معراج نيز چنين شد و عجيبتر از اين برگشت خورشيد بود وقتى نماز عصر على ( ع ) فوت شد .
5 - علّامه امينى گفتار بزرگان اهل تسنن را به تفصيل بيان مىكند و اين 43 نفر غالبا بعد از نقل حديث پاسخهاى جامعى به مخالفين حديث دادهاند كه علاقهمندان به جلد سوم الغدير مراجعه كنند . و اينك متن حديث :
عن اسماء بنت عميس انّ رسول اللّه ( ص ) صلّى الظّهر بالصّهباء من ارض خيبر ثمّ ارسل عليّا فى حاجة فجاء و قد صلّى رسول اللّه العصر فوضع رأسه فى حجر علىّ و لم يحرّكه حتّى غربت الشّمس فقال رسول اللّه ( ص ) الّلهم انّ عبدك عليّا احتبس نفسه على نبيّه فردّ عليه شرقها قالت اسماء فطلعت الشّمس حتّى رفعت على الجبال فقام علىّ فتوضأ و صلّى العصر ثمّ غابت الشّمس :
از اسماء نقل شده پيامبر نماز ظهر را در سرزمين صهباء از اراضى خيبر خواند و على را به مأموريتى فرستاد ، وقتى آمد پيامبر نماز عصر را خوانده بود سرش را روى زانوى على نهاد و على ( ع ) تا غروب آفتاب حركت نكرد آنگاه پيامبر ( ص ) عرض كرد : خدايا همانا بندهء تو على براى پيامبرش خويشتندارى نمود نور خورشيد را برايش بازگردان اسماء گويد : ناگاه خورشيد طلوع كرد و بر بالاى كوهها برآمد على ( ع ) به پا خاست وضو ساخت نماز عصر را خواند سپس خورشيد غروب كرد .
6 - علّامه امينى مىنويسد : از علائم شهرت اين امتياز براى على ( ع ) استدلال خود حضرت در روز شورى است كه فرمود : انشدكم اللّه افيكم احد ردّت عليه الشّمس بعد غروبها حتّى صلّى العصر غيرى ؟ شما را به خدا قسم آيا غير از من كسى در ميان شما هست كه خورشيد برايش بازگشته
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 307
مساهمون: رضا معراجي
ص٣٠٧