تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
بجنگم و زمام شتر عايشه را انداخت و به سوى على ( ع ) رفت . 7 - عبّاد بن عبد اللّه الاسدى قال قال علىّ انا عبد اللّه و اخو رسول اللّه و انا الصدّيق الاكبر لا يقولها بعدى الّا كاذب آمنت قبل النّاس بسبع سنين : عباد بن عبد اللّه از على ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : من عبد اللّه و برادر پيامبر و صديق اكبر هستم . كسى اين ادعا را بعد از من نمىكند مگر دروغگو است من 7 سال قبل از مردم ايمان آوردم . ملاحظه : علامه امينى اين روايت را از 11 كتاب مهم اهل عامّه مانند خصائص نسائى جلد سوّم ، سنن ابن ماجه 1 / 57 و . . . آورده است . 8 - زيد بن وهب قال سمعت عليّا اعلى المنبر و هو يقول انا عبد اللّه و اخو رسوله لم يقلها احد قبلى و لا يقولها احد بعدى الّا كذّاب او مفتر فقام اليه رجل فقال انا اقول كما يقول هذا فضرب به الارض فجاءه قومه فغشّوه ثوبا فقيل لهم أكان هذا فيه قبل ؟ قالوا لا ( فرائد السمطين باب 4 ، كنز العمّال 6 / 396 ، استيعاب 2 / 460 ) زيد بن وهب گويد : شنيدم على ( ع ) بر بالاى منبر مىگفت : من عبد اللّه و برادر پيامبرم اين جمله را قبل از من و بعد از من كسى نگويد مگر كذّاب و دروغساز است مردى برخاست و گفت : من نيز اين‌را مىگويم ( بلافاصله ) نقش برزمين شد خويشاوندانش او را با پارچه‌اى پوشاندند از آنها سؤال شد آيا قبلا در او چنين عوارضى بوده ؟ گفتند : نه .

206 - ردّ شمس براى حضرت على ( ع )

ابن حزم مىنويسد : رافضيان را در اين عقيده خلافى نيست كه خورشيد براى على بن ابيطالب دو . بار بازگشته است . آيا بىآبروئى ، پرروئى ، بىشرمى و جرأت بر دروغگوئى با نزديكى به عهد پيامبر و كثرت مردمى كه بايد آن‌را ديده باشند از اين هم بيشتر ممكن است ؟ علّامه امينى در پاسخ مىنويسد : 1 - حديث ردّ الشمس را گروهى از حافظان موثق نقل كرده‌اند