و گروهى از كارشناسان حديث اسناد آن را صحيح دانستهاند و سخت به مقابله با افرادى چون ابن حزم ، ابن جوزى ، ابن تيميه ، ابن كثير كه منكر حديث مذكور شده برخاستهاند و حتى افرادى در اين راه تأليف جداگانه دارند و سپس علّامه امينى 9 نفر از بزرگان را نام مىبرد كه با كتابهايشان در اينباره به دفاع از آن پرداختند مانند ابو الحسن شاذان الفضيلى ، ابو القاسم حاكم بن حداد حسكانى ، جلال الدين سيوطى و . . . 2 - سپس علّامه امينى 43 نفر از بزرگان علم حديث و تاريخ از اهل عامّه را ذكر مىكند كه حديث رد الشمس را در كتابهاى خود ذكر كردهاند مانند : اخطب خوارزمى متوفى 568 ، بيهقى متوفى 458 ، خطيب بغدادى و . . . كه عموما به صحت حديث نيز اشاره دارند .
3 - از جمله افرادى كه علّامه امينى ياد مىكند كه حديث ردّ الشمس را نقل كرده است ابو المظفر يوسف قزاوعلى حنفى متوفى 654 مىباشد كه در تذكره ( ص 30 ) آنرا آورده است و به جدّش ابن جوزى ( كه حديث فوق را قبول نداشته ) با دفاع از حديث ردّ شمس چنين پاسخ مىدهد : مراد از ردّ الشمس توقف خورشيد از سير معمولى است و اگر واقعا هم بازگشته باشد جاى شگفتى نيست زيرا اين معجزه پيامبر ( ص ) و كرامت على ( ع ) است و به اتفاق مسلمين خورشيد براى يوشع متوقف شده كه يا معجزه موسى بوده يا كرامت يوشع . اگر معجزه موسى بوده پيامبر ما از او افضل است و اگر كرامت يوشع بوده على ( ع ) از يوشع افضل است چون پيامبر ( ص ) فرمود : علماء امت من مانند انبياء بنى اسرائيل هستند و اين حديث براى هرفردى از علما صادق است چه رسد به على ( ع ) آنگاه به استدلال بر افضليت على ( ع ) بر علماء بنى اسرائيل پرداخته است و داستانى را نقل مىكند كه ابا منصور مظفر بن اردشير عبادى در بغداد دربارهء حديث ردّ الشمس و فضائل اهل بيت سخن مىگفت كه ناگهان ابرى آمد خورشيد را پوشاند كه مردم فكر كردند غروب شده ابو منصور بر منبر ايستاده و به خورشيد اشاره كرد تا مدحم دربارهء اهل بيت تمام نشده غروب نكن و اشعارى خواند كه اگر ايستادنت به امر مولى بوده براى خيل و حشم او نيز بايد بايستى در اين موقع ابرها از چهره خورشيد كنار
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 306
مساهمون: رضا معراجي
ص٣٠٦