پدرش و او از جدش نقل نمود پيامبر فرمود : على ( ع ) و شيعيانش از رستگارانند . سپس با من خداحافظى كرد كه برود گفتم خدايت رحمت كند اگر نظرت هست مرا از اسم خودت باخبر كن . گفت : من ظبيان بن عامر هستم
ايضاح : علّامه امينى حكايات ديگرى دربارهء قصيده مدارس آيات دعبل بيان كرده است از جمله مأمون به دعبل امان داد و دعبل اين قصيده را خواند مأمون چنان گريست كه اشك بر سينهاش ريخت ( تاريخ ابن عساكر 5 / 234 ) كه علاقهمندان به جلد دوم الغدير مراجعه كنند .
169 - تواضع امام رضا ( ع ) براى امام زمان ( عج )
در مشكوه الانوار شيخ محمّد بن عبد الجبار بحرانى و موجّج الاحزان شيخ عبد الرضا بن محمّد اوالى بحرانى آمده است كه چون دعبل در قصيده خود به اين بيت رسيد :
فلولا الّذى ارجوه فى اليوم اوغد * تقطع نفسى اثرهم حسراتى
خروج امام لا محالة خارج * يقوم على اسم اللّه و لبركات
( اگر اميدم نبود به روزى كه ناگزير امام زمان مىآيد و به نام خدا و با بركات زياد قيام مىكند حسرت مرا نابود مىكرد . )
حضرت رضا ( ع ) با شنيدن اين بيت وضع الرّضا ( ع ) يده على رأسه و تواضع قائما و دعى له بالفرج دست بر سر نهاد و از جهت تواضع ايستاد و براى فرج آن حضرت دعا كرد .
170 - شخصيت علمى دعبل
1 - وى خدمت امام كاظم و امام رضا و امام جواد ( عليهم السّلام ) رسيد ( فهرست نجاشى ص 168 ) و محدّث بود و از دوازده نفر از محدّثين روايت نقل كرده كه علّامه امينى آنها را ذكر كرده است و نه نفر را هم علّامه امينى ذكر مىكند كه از دعبل حديث نقل مىكردهاند
2 - در شعرگويى ماهر بود و او را دو كتاب است : الف : الواحده فى مناقب العرب و مثالبها