تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
كيسانيه برگشت و اشعارى در مدح امام صادق ( عليه السّلام ) سرود . ( الغدير 2 / 252 )

133 - مواضع سيّد نسبت به مخالفان

1 - محمّد بن سهل حميرى از قول پدرش آورده سيد حميرى براى رفتن به اهواز به كشتى سوار شد مردى درباره تفضيل على ( ع ) با او به ستيز پرداخت و مباهله كرد چون شب آمد آن مرد براى بول‌كردن به كنار كشتى آمد سيّد او را در آب انداخت و غرق كرد كشتىبان فرياد زد خدايا اين مرد غرق شد سيّد گفت : رهايش كنيد كه نفرين من او را گرفت . 2 - سيد در اهواز بود عروسى را از خاندان زبير براى اسماعيل بن عبد اللّه ابن عباس مىبردند سيد هياهويى شنيد پرسيد چه خبر است ؟ گفتند : عروسى را از خاندان زبير براى اسماعيل مىبرند وى اشعارى در مذمت زبير سرود و گفت : مرگ براين زن باد در بين راه زن براى قضاى حاجت به ويرانه‌اى رفت مارى بزرگ او را گزيد و مرد . سيد گفت : اين نفرين من بود . 3 - در حيوه الحيوان جاحظ ( 91 / 1 ) اشعارى از سيد آورده كه وى عايشه را به خاطر شركت در جنگ جمل به گربه‌اى تشبيه مىكند كه بچه‌هاى خود را مىخورد .
جائت مع لاشقين فى هودج * تزجى الى بصرة اجنادها كانّها فى فعلها هرّة * تريد ان تأكل اولادها
4 - دو نفر از خاندان عبد اللّه بن دارم در برترى اصحاب پس از پيامبر ( ص ) با يكديگر ستيز مىكردند تا رضايت دادند نخستين كسى كه عبور مىكند بر آنها داور باشد سيد رسيد در حالى كه او را نمىشناختند به سويش شتافتند آنكه على ( ع ) را برتر مىدانست گفت : من و اين مرد درباره بهترين فرد بعد از پيامبر اختلاف پيدا كرده‌ايم من گفتم برتر از همه على ( ع ) است سيد سخنش را قطع كرد و گفت : مگر اين زنازاده غير از اين مىگويد حاضران خنديدند و آن مرد دم برنياورد . ( اغانى 241 / 7 طبقات الشعرا ابن معتز ص 7 )