كذّب الزّاعمون انّ عليّا * لن ينجى محبّه من هنات
قد و ربّى دخلت جنّة عدن * و عفى لى الاله عن سيئاتى
فابشروا اليوم اولياء علىّ * و تولّوا علىّ حتى الممات
ثمّ من بعده تولّوا بينه * و احدا بعد واحد بالصّفات
دروغ گفتند كسانى كه گمان كردند على دوستانش را نجات نمىدهد .
قسم به پروردگارم وارد بهشت شدم و خداوند از گناهانم عفو كرد .
پس بشارت باد امروز دوستان على دوستدار على باشيد تا وقت مرگ
و بعد از على دوستدار فرزندانش يكى بعد از ديگرى باشيد .
137 - يك رسوايى
از جمله اشعار بلند سيد حميرى در توصيف حديث يوم الدار است كه آن را به بهترين صورت بيان كرده است كه جهت طولانى نشدن بحث اشعار آن را هركس خواست به جلد دوم الغدير مراجعه كند . فقط گزارشى از حديث و گفتار علّامه امينى را توجه فرمائيد .
اجمال داستان : پيامبر وقتى آيه
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
نازل شد خويشاوندان خود را جمع نمود و به على ( ع ) فرمود : به اندازه صاعى خوراك تهيه كن و پاى گوسفندى در آن بگذار و قدحى از شير آماده كن و بنى عبد المطلب را حاضر كن على ( ع ) آنها را گردآورد پيامبر به معجزه خود آنها را كه 40 نفر بودند با اين غذاى اندك و شيرى كه خوراك يك نفر آنها بود سير نمود و خواست سخنرانى كند ابو لهب جلسه را بهم زد بار ديگر بههمين صورت جلسه برگزار شد پيامبر به آنها فرمود : من خير دنيا و آخرت را براى شما مىخواهم خدا امر كرده است شما را بسوى او بخوانم پس كدامتان مرا به اين كار يارى مىكند تا برادر و وصىّ و جانشين من در ميان شما باشد جز على ( ع ) كسى جواب مثبت نداد على ( ع ) كه از همه كوچكتر بود گفت اى پيامبر خدا من وزير تو در اين كارم و پيامبر به همه مردم فرمود : اين برادر و وصى و خليفه من