19 - منعم : ( احسنكننده ) سزاوارتر است بزيادتى مهر و صفا به كسى كه به او انعام كرده كه احسان خود را تكرار كند .
20 - عقيد ( وابسته ) : مانند حليف سزاوارتر كسى است كه بايد همعهد خود را يارى كند .
21 - محب : دوستدار نيز از همه سزاوارتر به دفاع از محبوب است .
22 - ناصر : سزاوارتر از همه به يارى كسى است كه يارى او را به عهده گرفته است .
23 - ولىّ : و سرپرست از همه اولىتر به يارى و حمايت و تصرف در امور افراد تحت سرپرست خود است .
24 - سيّد : سرور و آقا هم از همه سزاوارتر به يارى و به عهده گرفتن افراد تحتنظرش مى باشد .
25 - متصرّف در امر : نيز از همه اولى و سزاوارتر به تصرف در امور است .
26 - متولّى امر : از همه اولى و سزاوارتر به انجام امور است .
70 - بيست قرينه در اثبات مولى به معنى اولى :
علّامه امينى بعد از بررسيهائى كه گذشت بيان مىكند با استدلالهاى گذشته اهل بحث و كاوش را گريزى جز تسليم بودن به اينكه مولى به معناى اولى است نيست ولى اگر ما از آنچه گفتيم كوتاه آمده و بگوئيم يكى از معانى مولى اولى بالشىء است ( نه منحصرا بهمعناى اولى بالشىء باشد ) باز هم قرائن زيادى وجود دارد كه ثابت كند كه در اينجا مولى به معنى اولى است و سپس در اين خصوص 20 قرينه احصاء مىكند به شرح زير :
قرينه اول : سخن پيامبر است كه فرمود : الست اولى بكم من انفسكم و متفرع بر آن فرمود من كنت مولاه فعلى مولاه و حديث غدير را به اين كيفيت بسيارى از علماى فريقين روايت كردهاند كه از حفاظ اهل تسنن و پيشوايان آنها مىتوان به 1 - احمد حنبل 2 - ابن ماجه 3 - نسائى 4 - ابن حجر 5 - سيوطى 6 - طبرى اشاره نمود كه علّامه امينى 64 نفر را در اين خصوص نام مىبرد