تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
وارد شدم يا قرابت و خويشاوندى و . . . داشتم با على ( ع ) هم‌چنين است براى بيان چنين معانى توقف چنين كاروانى با آن شرايط از افراد ضعيف العقل هم قابل پذيرش نيست چه رسد به پيامبر كه عقل اوّل است . 19 - منعم : ( احسادن‌كننده ) مورد ندارد كه هركس را پيامبر ( ص ) به او انعام كرده على هم انعام نموده باشد بلكه خلاف آن بديهى است و اگر انعام به معنى هدايت و ارشاد باشد كه بعد از پيامبر ( ص ) على قائم مقام اوست در تمام امور تهذيب و ارشاد و راهنمائى مردم و اين همان معنى امامت و ولايت مىشود . 20 - عقيد ( هم‌عهد ) اگر منظور بستن معاهده با بعضى قبائل باشد براى برقرارى صلح اگر مراد اين باشد كه على ( ع ) تابع و پيرو آنست در اين رابطه همهء مسلمين چنين هستند و لزومى ندارد در آن اجتماع بيان شود و اگر مراد اين باشد كه قراردادهائيكه پيامبر بسته است على ( عليه السّلام ) قائم‌مقام پيامبر است براى سلطنت اسلامى در انحلال يا صيانت آن ( اين به معنى امامت مىشود ) و . . . 24 و 25 محبّ و ناصر اگر جمله‌ى اخبارى باشد بيان آن در اجتماع عظيم مناسب نيست با اينكه همهء مؤمنين در قران دوست و ياور هم معرفى شدند
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ
( حجرات 9 ) « المؤمنون بعضهم اولياء بعض » ( توبه 70 ) و اين امر تازه‌اى نبوده كه با شنيدن آن تهنيت گويند و جملهء اصبحت مولاي و مولى كلّ مؤمن و مؤمنة . . . بگويند و اگر اخبار باشد كه هركس را من دوست و ياور بودم على هم دوست و ياور است اين هم درست نيست زيرا بايد خطاب به على گويد نه خطاب به مردم مگر اين امر باشد كه دوستى و ياورى پيامبر به امتش از جهت اينكه زعيم آنها و مالك امور دنيا و آخرت آنها بوده و از آنها به خودشان اولى بوده موردنظر باشد . و اگر جمله انشائى و دستورى باشد و مراد دوستى و نصرت در گفتار باشد اين نيز حكم جديدى نيست كه ابلاغ نشده باشد مضافا اينكه در اين امر همه مسلمين مساويند و بايد محب و ناصر هم باشند و اگر مراد محبت و نصرت مخصوص باشد بالاتر از رعيت از قبيل وجوب امتثال اوامر على ( ع ) اين همان امامت است .