زيادى از كتب لغت و تفسير و روايات نبوى اثبات مىكند كه مراد از مولى ، اولى و سزاوارتر به امور است و اضافه مىكند آيا اين اديبان ، لغتشناسان عرب نيستند ؟ و ثابت مىكند خود رازى و مقلدان او در شناخت كلام عرب ضعيف بودهاند منجمله خود فخر رازى كه خود علماء اهل سنّت او را در علم عربيت ضعيف دانستهاند بعنوان نمونه ابن شحنه حنفى حنبلى در روض المناظر در حوادث سال 606 گويد : رازى در انواع علوم دست داشت جز علم عربيت و ابو حيان در تفسيرش ( 4 / 149 ) بعد از نقل كلام فخر رازى گويد : تفسير او از نحوهء كلام عرب و مقاصد آنان خارج است و شوكانى در تفسيرش ( 4 / 163 ) در ذيل آيه
لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
( قصص 25 ) گويد رازى را در اين موضع اشكالاتى استكه بسيار سرد است بحدّى كه سزاوار نيست چنين مطالبى در تفسير كلام خداى عزّ و جلّ ذكر شود و جواب اشكالات او در نظر افراد مبتدى آشكار است تا چه رسد به كاملين . همچنين علّامه امينى جوابهائى به ساير مقلدان فخر رازى داده كه علاقمندان مىتوانند به جلد اول الغدير مراجعه نمايند .
66 - معانى مولى در لغت
علّامه امينى بعد از جوابهائى كه به فخر رازى و مقلدانش داده قطعى بودن مولى به معنى اولى را اثبات مىكند و مىگويد اگر براى مماشات با مخالفين از معنى مولى به معنى اولى بالشىء صرفنظر كنيم از معانى مختلفى كه براى مولى ذكر شده غير از دو معنى آنكه عبارت باشد .
1 - امير 2 - سيادت در غدير خم هيچكدام از معانى ديگر قابل انطباق با حديث نبوى من كنت مولاه فعلىّ مولاه نيست و سپس 27 معنى براى مولى ذكر مىكند . به شرح زير :
1 - ربّ 2 - عمّ 3 - ابن عم 4 - ابن 5 - ابن اخت 6 - معتّق 7 - معتق 8 - عبد 9 - مالك 10 - تابع 11 - منعم عليه 12 - شريك 13 - حليف 14 - صاحب 15 - جار 16 - نزيل 17 - صهر 18 - قريب 19 - منعم 20 - عقيد 21 - ولىّ 22 - اولى بالشىء 23 - سيّد 24 - محبّ 25 - ناصر 26 - متصرّف در امر 27 - متولى در امر .