تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥

67 - بررسى معانى مولى با حادثه غدير خمّ

علّامه امينى علاوه‌بر استدلالهاى قوى عقلى و نقلى گذشته در اثبات امامت و رهبرى از كلمه مولى به بررسى معانى 27 گانه مولى در حديث غدير پرداخته است به شرح زير 1 - ربّ ارادهء آن كفر است و معنى دوم تا چهاردهم ارادهء آنها در اين موضوع دروغ است . 2 و 3 و 4 زيرا پيامبر عمّ فرزندان برادرش خواهد بود اگر داراى برادرى باشد و حال‌آنكه پيامبر فرزند عبد إله و على فرزند پسر بردارد عبد إله ( ابو طالب ) است و على ( عليه السّلام ) ابن عم پدر آنها خواهد بود . 5 - پسر خواهر هم درست نيست زيرا مادر پيامبر آمنه بنت وهب و مادر على فاطمه بنت اسد است لذا دائىهاى هركدام فرق مىكند . 6 - و معتق ( آزادكننده ) هم درست نيست نمىشود كسى كه پيامبر ( ص ) او را آزاد كرده باشد پيامبر را آزاد كند . 7 - معتق : ( آزادشده ) اين هم معلوم است كه پيامبر ( ص ) و على ( ع ) آزادشدهء كسى نبودند . 8 - نسبت عبد و بردگى هم به آنها نوعى سخافت است كه آنها و پدرانشان آزاد بودند . 9 - مالك : اين هم روشن است وصىّ پيامبر نسبت به بردگان مملوك پيامبر ( ص ) مالكيت نداشته است 10 - تابع : نيز معلوم است كه پيامبر ( ص ) تابع هيچكس جز خدا نبوده است و اين عارى از معنى است كه در ملاء عام بفرمايند هركسى من تابع اويم على تابع اوست . 11 - منعم عليه : ( مورد احسان قرار گرفته ) اينهم روشن است كه پيامبر را كسى سمت منعمى نبوده بلكه پيامبر ( ص ) است كه بر همه منت دارد . 12 - شريك : اينهم روشن است كه پيامبر با كسى تجارت و . . . نداشته تا وصىّ او هم شريك باشد 13 - حليف : ( هم‌پيمان ) پيامبر ( ص ) با هيچكس همپيمان نبوده تا كسب قدرت كند بلكه همه مسلمين بوسيلهء او كسب قدرت كردند . 14 و 15 و 16 و 17 و 18 يعنى صاحب ( رفيق ) جار ( همسايه ) نزيل ( وارد و ساكن ) صهر ( داماد ) قريب ( نزديك ) هيچكدام از اين‌ها بخاطر كم‌ارجى معانى آن ممكن نيست در هواى گرم و در اثناء مسافرت با آن كيفيت كه پيامبر ( ص ) بفرمايد رفتگان برگردند و . . . مورد ارادهء پيامبر باشد كه مثلا بگويد هركس من با او رفيق يا همسايه بوده يا علاقه دامادى داشته يا به خانهء او
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 135 | رضا معراجي