تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
اينها همان رجال تسبيح‌اند كه خداوند دربارهء آنها فرموده است : « صبحگاهان و شامگاهان مردانى تسبيح او مىگويند كه معامله و خريد و فروش ، آنها را از ياد خدا ، اقامهء نماز و پرداخت زكات بازنمىدارد . آنها از روزى مىترسند كه قلب‌ها و چشم‌ها منقلب مىشوند . » « 1 » و خداوند دربارهء خانه‌هاى آنان فرموده است : « در خانه‌هايى كه خداوند بلندمرتبه بودن و يادآورى نام خود را ، در آنها ، اجازه داده است . » « 2 » و همان‌ها هستند كه خداوند [ در آيهء نور ] مشكات ( قنديل ) وجود آنان را مثل نور خويش قرار داده است ، « 3 » « براى خداوند مثل اعلى در آسمان‌ها و زمين وجود دارد و او
هامش
- مىگويد : « از على هنگامى كه منبر بود ، معنى آيهء مورد بحث را پرسيدند ، در پاسخ فرمود : خداوندا ، ما را ببخش ! اين آيه در مورد من و عمويم حمزه و پسر عمويم عبيدة بن حارث بن عبد المطلب نازل گرديد ، عبيده در بدر شهادت يافت و حمزه در احد و من منتظر شقىترين اين امتم كه با خون سرم اين محاسن را خضاب كند ، اين سفارش و پيمان با حبيبم ، ابو القاسم صلّى اللّه عليه و سلّم ، در ميان گذاشته و امضا شده است . » و حاكم - چنان‌كه در مجمع البيان نيز آمده ، از عمرو بن ثابت ، از ابو اسحاق ، از على عليه السّلام نقل كرده كه اين آيه دربارهء ما نازل شده و من منتظرم و هيچ تغييرى در من رخ نداده است . ( 1 ) - نور ، آيهء 37 . در تفسير مجاهد و يعقوب بن سفيان از ابن عباس در تفسير آيهء 11 سورهء جمعه كه مىگويد : « هنگامى كه تجارتى مىبينند تو را تنها مىگذارند » چنين آمده است : دحيهء كلبى روز جمعه از تجارت شام بازگشته بود و اشياى خوراكى آورده بود ، هنگامى كه به سنگ‌هاى زيت رسيد ، با زدن طبل ، آمدن خود را اعلام نمود ، مردم همه براى ديدن كاروان تجارتى او رفتند و پيامبر روى منبر تنها ماند ، و كسى جز على ، حسن ، حسين ، فاطمه عليهم السّلام ، سلمان ، ابوذر و مقداد باقى نماند ، پيامبر صلّى اللّه عليه و سلّم فرمود : خداوند به مسجد نظر افكند ، اگر اينها در مسجد باقى نبودند مردم مدينه به آتش مىسوختند و سنگ بر آنها مىباريد ، چنان‌كه دربارهء قوم لوط انجام شد . و خداوند آيهء مورد بحث را دربارهء باقىماندگان نازل فرمود كه مردانى صبحگاهان و شامگاهان تسبيح خدا مىگويند ، مردانى كه تجارت آنها را فريب نمىدهد . ( 2 ) - نور ، آيهء 36 . ثعلبى در تفسير كبير خود از انس بن مالك و يزيد نقل كرده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و سلّم اين آيه را قرائت فرمود ، ابو بكر بپاخاست و پرسيد : اى رسول خدا آيا اين خانه ( اشاره به خانهء على و فاطمه كرد ) از خانه‌هايى است كه اين آيه مىگويد ؟ پيامبر در پاسخ فرمود : « اين از برترين آن خانه‌هاست » و در باب 12 كتاب غاية المرام ، 9 حديث صحيح در اين باره آمده كه افق حقيقت را روشن مىسازد . ( 3 ) - اشاره به آيهء 35 سورهء نور است كه مىفرمايد :مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ .ابن مغازلى شافعى در كتاب مناقب خود از على بن جعفر عليه السّلام نقل كرده كه : از امام كاظم عليه السّلام پرسيدم : منظور از مشكاتى كه در آن مصباح و چراغ است چيست ؟ در پاسخ فرمود : مشكات ، فاطمه عليه السّلام است و مصباح حسن و حسين و زجاجه‌اى كه گويا ستارهء درخشانى است فاطمه است كه همچون ستاره‌اى بين زنان جهان