نيستم ؟ » گفتند : بلى يا رسول اللّه .
فرمود : « انّى سائلكم عن اثنين : القرآن و عترتى ؛ من از دو چيز ، از شما بازخواست خواهم كرد ؛ قرآن و عترتم . » « 1 »
[ 4 - تواتر حديث ثقلين ؛ ]
4 - سنت صحيح كه به وجوب تمسك به ثقلين حكم مىكند ، متواتر است و بهطور تضافر ، از بيست و چند نفر از صحابهء پيامبر نقل شده است .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در موارد فراوان و گوناگونى اين حقيقت را بازگو كرده است .
گاهى در روز غدير ، چنانكه ملاحظه شد ،
زمانى در روز عرفه در حجة الوداع ، بار ديگر به هنگام بازگشت از طائف ، مرتبهء ديگرى بر منبر خود ، در مدينه ،
و دفعهء ديگر در خانهء خويش ، هنگام بيمارى ، درحالىكه اتاق پر از صحابه بود ، آن هنگام كه فرمود : « اى مردم من به زودى قبض روح مىشوم و از اين جهان مىروم و من سخنى كه عذر شما را قطع كند به شما گفتم . آگاه باشيد من كتاب خدا و عترتم ، اهل بيتم ، را در ميان شما مىگذارم . »
سپس دست على عليه السّلام را گرفته ، بلند كرد و فرمود : « هذا علىّ مع القرآن و القرآن مع علىّ لا يفترقان حتّى يردا علىّ الحوض ؛ اين على با قرآن است و قرآن با اوست ؛ از هم جدا نخواهند شد تا در كنار حوض ، به من ملحق گردند . » « 2 »
گروهى از دانشمندان بزرگ اهل تسنن به اين مطلب اعتراف كردهاند . حتى ابن حجر پس از نقل حديث ثقلين ، مىگويد : « آگاه باش كه حديث لزوم تمسك به قرآن و عترت طرق فراوانى دارد و از بيست و چند نفر از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نقل شده است . »
هامش
( 1 ) - اين حديث را طبرانى همانطور كه در كتاب اربعين الاربعين نبهانى است ، نقل كرده و نيز در كتاب احياء الميت سيوطى ، آمده است .
روشن است كه خطبهء پيامبر صلّى اللّه عليه و سلم در آن روز ، همين دو جمله نبوده ؛ زيرا براى اين دو جمله تعبير « خطبنا ؛ خطبه براى ما خواند » آورده نمىشود ، و اين سياست بود كه زبان محدثان را از گفتن بست و قلم نويسندگان را از نوشتن محبوس ساخت ، و با اين وصف اين قطره از آن دريا و اين دانه از آن بذر ، ما را كفايت مىكند .
( 2 ) - به آخر فصل دوم كتاب صواعق محرقه ، باب 9 ، صفحهء 75 مراجعه كنيد .