بهرهگيرى نخواهد بود و اگر هرسه بود اما راهنما ، هادى و رهبر نبود ، همهء اينها در طريق گمراهى و انحراف به كار گرفته مىشود و آن سه موهبت نيز نه تنها بىفايده مىشود ، بلكه بدبختى و هلاكت نيز براى انسان به بار خواهد آورد .
بنابراين اين نعمت بر همهء آنها مقدم است ، لذا مورد بازپرسى قرار مىگيرد كه ؛ آيا از آنها بهرهبردارى كرده يا كفران نموده است .
( 13 * ) - صديق لقب ابو بكر ، فاروق لقب عمر و ذو النورين ( صاحب دو نور ) لقب عثمان است و اين بدان جهت است كه دو دختر پيامبر را به همسرى گرفته بود .
( 14 * ) - بعضى ايراد گرفتهاند كه سورهء معارج مكّى است بنابراين ، بايد حدود ده سال پيش از جريان غدير نازل شده باشد ، پس چگونه مىتوان گفت در غدير خم نازل شده است ؟
مرحوم علامه امينى در كتاب الغدير ، جلد 1 ، صفحات 239 - 266 ، دربارهء اين آيه و پاسخ به اشكالاتى كه مطرح شده است ، بحث كرده است .
دربارهء اشكال بالا ، توضيح مىدهد : آنچه مورد اتفاق است اين است كه ؛ اين سوره در مكّه نازل شده ، ولى چنين نيست كه هرگاه گفتيم سورهاى در مكّه نازل شده است ، معنى آن اين باشد كه تمام آياتش در مكّه نازل شده باشد ، بلكه در بين سورههاى مكى آياتى است كه در مدينه نازل شده است . و حتى نمىتوان گفت آيات آغاز سوره بايد مكّى باشد ، خير ؛ بسيارى از سورهها كه در مكّه نازل شدهاند ، آيات آغاز آنها مدنى است و بالعكس .
نويسندهء بزرگ الغدير سپس سورههايى را از قرآن نام مىبرد كه مكى هستند ، ولى آيات نازل شده در مدينه نيز در آنها قرار گرفته است و . . .
و اما چرا اينگونه قرار داده شده ؟ در پاسخ ، تصريح مىكند كه علت آن را نمىدانيم ، همانگونه كه در اصل ترتيب قرآن نيز چنين است .
( 15 * ) - اشاره به آيهء 172 سورهء اعراف ، و تعهدى است كه خداوند از انسان ، پيش از تولد ، براساس فطرت و در عالم « ذرّ » گرفته است كه به توحيد و يكتاپرستى معتقد و پابر جا باشند ، و چون اين پيمان با جملهء «
أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ ؟
؛ آيا من پروردگار شما نيستم » ؟ بيان