تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠
تفسير و تأويل كسانى را كه دربارهء امامان غلوّ مىكنند ، از بين مىبرند . » و سخنان پرارج ديگرى از اين امام ، دربارهء اين افراد نقل شده است كه فضل ، كرامت و ولايت آنها را ثابت مىسازد و اين صفحات گنجايش بيان آنها را ندارد . با اين وصف ، دشمنان اهل بيت عليهم السّلام تهمت‌هاى آشكارى به اينان زده‌اند كه ما تفصيل آن را در كتاب خويش مختصر الكلام فى مؤلفي الشيعة فى صدر الاسلام آورده‌ايم . ولى اين تهمت‌ها به مقام بلند آنان و شخصيت عظيمشان در پيشگاه خدا ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و مؤمنان ، خدشه‌اى وارد نمىكند ، همان‌طور كه حسدورزان نسبت به پيامبران خدا ، با اعمال حسدشان جز بر مقام ، منزلت و رفعت آنان نيافزودند ، و اثرى جز انتشار و پيشرفت شرايع و عقايد آنها بر اهل حق نگذاردند و جز مقبول واقع شدن عقايد آنان در قلوب عاقلان ، كار ديگرى انجام ندادند . در ايام حيات امام صادق عليه السّلام ، آن‌قدر علم منتشر شد كه بالاتر از آن تصور نمىرفت . شيعيان پدرش ، از تمام اماكن ، به سرعت به او روى آوردند ، آن حضرت نيز با آغوش باز از آنان استقبال كرد ، با آنان مأنوس گرديد و از هيچ تلاشى در آگاه ساختن آنان خوددارى نكرد . ذره‌اى از امكانات خويش را ، در راه آشنايى با اسرار علوم ، از آنان دريغ نفرمود ، اسرار علوم ، دقايق و ريزه‌كارىهاى حكمت و حقايق امور را به آنها تعليم داد . ابو الفتح شهرستانى در كتاب خود ، ملل و نحل در آنجا كه از امام صادق عليه السّلام « 1 » نام مىبرد ، به اين سخن اعتراف كرده ، گفته است : « او ( امام صادق عليه السّلام ) داراى علوم فراوانى در دين ، ادب كاملى در حكمت ، زهدى بالغ در دنيا ، و ورع تامّى در برابر شهوات بود . » سپس اضافه مىكند : او مدتى ، در مدينه ، شيعيان منسوب به خود را از علوم بهره‌مند مىساخت و باران اسرار و رموز علوم را بر دوستانش فرو مىفرستاد ، سپس به عراق آمد و مدتى در آنجا اقامت گزيد و هرگز متعرض حكومت ( سلطنت ) نشد و با هيچ‌كس در خلافت به نزاع نپرداخت ( ؛ چرا كه در آن زمان ، تنها شرايط فرهنگى آماده بود ، نه شرايط ديگر ) . آن‌گاه مىافزايد : آن‌كس كه در
هامش
( 1 ) - آنجا كه دربارهء باقريه و صادقيه ، از گروه‌هاى شيعه ، بحث مىكند .