من به شمار آيند . »
ابان هنگامى كه وارد مدينه مىشد ، به او توجه مىكردند از گرد علماى ديگر كه جلسات درس داشتند پراكنده مىشدند و ستون مخصوص پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در مسجد را براى او خالى و مهيا مىنمودند .
امام صادق عليه السّلام به سليم بن ابى حبة فرمود : پيش ابان بن تغلب برو كه از من احاديث فراوانى شنيده است ، آنچه او براى تو نقل نمود ، تو شخصا مىتوانى از زبان من نقل كنى .
و نيز آن حضرت به ابان بن عثمان فرمود : ابان بن تغلب سىهزار حديث از من روايت كرده است ، تو هم آنها را فراگير و از او نقل كن . او هرگاه بر امام صادق عليه السّلام وارد مىشد ، آن حضرت با وى مصافحه و معانقه مىنمود و دستور مىداد تا بالش و پشتى براى او بگذارند و خود درست روبهروى او مىنشست .
هنگامى كه مرگ او را به امام گزارش كردند فرمودند : « أما و اللّه لقد أوجع قلبى موت أبان ؛ سوگند به خدا ، مرگ ابان قلب مرا به درد آورد . »
ابان در سال 141 هجرى قمرى چشم از جهان فرو بست .
ابان از انس بن مالك ، اعمش ، محمّد بن منكدر ، سماك بن حرب ، ابراهيم نخعى ، فضيل بن عمرو و حكم ، رواياتى نقل كرده است . مسلم و اصحاب سنن اربعه ، به احاديث او استدلال نمودهاند ، همانگونه كه در نامهء شانزدهم توضيح داديم .
و اگر بخارى از او حديث نقل نكرده است ، به او زيانى وارد نمىسازد ؛ زيرا وى به ائمهء اهل بيت عليهم السّلام ، يعنى امام صادق عليه السّلام ، امام كاظم ، امام رضا ، امام جواد و امام حسن عسكرى عليهم السّلام اقتدا كرده است ؛ چرا كه بخارى از اين بزرگواران نيز روايتى نقل ننموده است ، بلكه از سبط اكبر ، سيّد جوانان بهشت ( امام حسن ) نيز چيزى نياورده است . بلى ، او از مروان بن حكم ، از عمران بن حطان ، از عكرمهء بربرى و از امثال اينان خبر نقل كرده است « انّا للّه و انّا اليه راجعون . »
ابان نوشتههاى پرارزشى دارد كه مىتوان تفسير غريب القرآن را از آنها به شمار آورد .
در اين كتاب براى استشهاد دربارهء كلماتى كه در قرآن آمده ( از جنبههاى ادبى آن ) ، از اشعار عرب ، گواه فراوان اقامه كرده است .
المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 507
مساهمون: السيد عبد الحسين شرف الدين
ص٥٠٧