تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
در مورد افرادى كه در آن عصر داراى كتاب بوده‌اند ، عده‌اى از اصحاب ما اسامى آنها را جمع‌آورى كرده‌اند و در اين زمينه تأليفاتى دارند . كسانى كه خواهان آن هستند ، به كتاب‌هاى فهرست و رجال مراجعه فرمايند . « 1 »

[ 3 - نويسندگان شيعه در زمان تابعين و تابعين تابعين . ]

3 - اما مؤلفان پيشين ما در طبقهء دوم - يعنى در بين تابعين ، بايد اعتراف كنيم كه اين نامه كوتاه‌تر از آن است كه بتواند آنها را برشمارد و بايد بگويم : مرجع و مدرك ، براى شناسايى آنها و شناسايى نوشته‌هاى آنان و اسناد آن نوشته‌ها ، به‌طور تفصيل همان كتاب‌هاى فهرست و نوشته‌هاى علماى ما در شرح‌حال رجال است ، در آنجا بايد ملاحظه كرد . « 2 » در عصر اين طبقه ، نور اهل بيت عليهم السّلام درخشش نمود ، درحالىكه پيش‌تر از ابرهاى تيرهء ستم ستمگران پوشيده بود ، و اين درخشش بدان سبب بود كه فاجعهء طف [ نبرد خونين كربلا ] دشمنان آل محمّد را مفتضح ساخت ، آنها را از چشم افراد عاقل و آگاه انداخت و توجه محققان را به مصايب اهل بيت جلب نمود ؛ توجه به مصايبى كه از زمان فقدان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شروع شده بود . اين فاجعه با همان كوبندگىاش ، مردم را ناچار ساخت تا دربارهء اساس اين مصيبت ، به بحث و كاوش پردازند . آنها را واداشت تا از ريشه‌ها و اسباب آن جست‌وجو به عمل آورند و بالاخره ، بذر و نهال‌هاى آن را شناختند و متوجه شدند كه اين مصايب از كجا شروع شده است . به همين دليل ، مسلمانانى كه رگ مردانگى در بدنشان بود ، براى حفظ مقام اهل بيت و يارى آنها بپاخاستند ؛ چرا كه فطرت و سرشت بشرى به يارى مظلوم علاقه‌مند است ، و از ستمگر و ظالم متنفر . گويا ، مسلمانان پس از اين فاجعه ، در دوره‌اى جديد قرار گرفتند ، لذا به موالات و دوستى امام على بن الحسين ، زين العابدين عليه السّلام ، پرداختند و براى آگاهى از اصول و فروع دين به او پيوستند . همچنين ، در تمام مطالبى كه از قرآن و سنت گرفته مىشود ، يعنى
هامش
( 1 ) - به كتاب الذريعه اثر مرحوم حاج آقا بزرگ طهرانى و تأسيس الشيعه لعلوم الاسلام مراجعه شود . ( 2 ) - همچون فهرست نجاشى ، منتهى المقال اثر شيخ ابو على ، منهج المقال از ميرزا محمّد و ديگر نوشته‌ها در اين فن كه بسيار زياد است .
المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 505 | السيد عبد الحسين شرف الدين