البته افراد ديگرى از قاريان صحابه نيز بر جمع قرآن تصميم گرفتند ، اما نتوانستند آن را برطبق نزول جمع نمايند . همچنين ، براى آنها مقدور نبود كه مطالب و رموزى را كه به آن اشاره كرديم ، در آن بياورند .
بنابراين قرآنى كه امام عليه السّلام جمعآورى نموده ، به تفسير شباهت بيشترى دارد . پس از فراغت از جمع قرآن ، كتابى را براى فاطمهء زهرا عليها السّلام تأليف فرمود كه ، نزد فرزندان پاك آن بانوى بزرگ ، به مصحف فاطمه معروف گرديد .
اين كتاب دربردارندهء حكم ، امثال ، مواعظ ، پندهاى عبرتآميز و اخبار و مطالب برگزيدهاى بود كه موجب تسلى آن حضرت در برابر مرگ پدرش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىشد .
سپس كتابى دربارهء ديات [ ديههايى كه بر اثر ضرب ، جرح و قتلها بايد پرداخت ] تأليف فرمود و نام آن را صحيفه گذارد . اين كتاب را ابن سعد ، در آخر كتاب معروف خود ( الجامع ) ، با اسناد به امير مؤمنان ، آورده است . ديدهام كه بخارى و مسلم نيز به اين صحيفه متذكر مىشوند و در چند مورد از صحيح خود ، مطالبى را از آن نقل مىكنند . از جمله رواياتى كه نقل نمودهاند اين است : اعمش ، از ابراهيم تيمى ، و او از پدرش ، نقل كرده است كه على عليه السّلام فرمود : نزد ما كتاب خواندنى غير از كتاب خدا و اين صحيفه نيست ، آن گاه اين صحيفه را بيرون آورد ، ديديم كه در آن ، مطالبى دربارهء زخم و جرحها و دندانهاى شتر بود ، و در آنجا ، آمده بود كه مدينه حرم است و حدود آن ، فاصلهء كوه عير و ثور مىباشد . كسى كه در اين حدود جنايتى كند و يا فرد جنايتكارى را پناه دهد ، نفرين خدا ، نفرين فرشتگان و نفرين همهء مردم بر او باد .
اين حديث را بخارى در باب « اثم من تبرّأ من مواليه » ، از كتاب فرايض ، در جزء چهارم صحيح ، صفحهء 111 نقل نموده است . و مسلم آن را در باب فضل المدينه ، از كتاب حج ، در جزء اول صحيح ، صفحهء 523 آورده است . و امام احمد بن حنبل در مسند خود ، از اين صحيفه ، فراوان نقل كرده است .
از جمله مطالبى كه از آن نقل كرده ، حديثى است كه از على عليه السّلام ، در صفحهء 100 ، جزء اول مسند ، از طارق بن شهاب ، چنين نقل كرده است : على را ديدم ، بر منبر مىفرمود : « به
المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 502
مساهمون: السيد عبد الحسين شرف الدين
ص٥٠٢