ساير فنون اسلامى ، به او مراجعه نمودند و پس از او ، به فرزندش امام باقر عليه السّلام روى آوردند . لذا اصحاب اين دو امام ( امام سجاد و امام باقر ) كه از اسلاف شيعه به شمار مىآيند ، هزاران نفر بودند كه شمارش آنها ممكن نيست .
اما كسانى كه نام آنها و شرح حالشان در كتابهاى رجال آمده ، يعنى آنهايى كه از علماى اصحاب به شمار مىآمدند ، قريب به چهار هزار نفرند و تعداد كتابهايى كه نوشتهاند ، ده هزار يا بيشتر مىباشد . اين كتابها را هركدام از اصحاب ما ، از نسل پيش از خود ، با اسناد صحيح نقل نمودهاند [ نسل قبل ، به نسل بعد منتقل ساخته است ] .
گروهى از اعلام اين جمعيت به خدمت اين دو امام عليهما السّلام و به خدمت امام صادق عليه السّلام فايز شدهاند و حظ و بهرهء كامل براى كسانى بود كه از پيمانهء پر از دانش و عمل برخوردار گرديدند .
يكى ديگر از اين جمعيت ، ابو سعيد ابان بن تغلب بن رياح جريرى است ، همان كس كه به قرآن آگاه بود ، فقيه ، محدث و مفسر بود و از علم اصول نيز آگاهى داشت . همان لغوى مشهور ، او از موثقترين مردم بود . هر سه امام را ملاقات نموده و دانش فراوان و احاديث بسيارى را از آنان فرا گرفته و نقل نموده است .
همين بس كه بدانى ؛ او تنها از امام صادق عليه السّلام - آنطور كه ميرزا محمّد ( دانشمند معروف علم رجال ) در كتاب منهج المقال ، در شرح حال ابان ، با اسناد به ابان بن عثمان ، از امام صادق نقل مىكند - سىهزار حديث نقل كرده است . « 1 »
وى در پيشگاه اين امامان ، داراى سابقهاى درخشان و مقامى بلند است . مىبينيم كه امام باقر عليه السّلام - در آن هنگامى كه هردو در مدينه هستند - به او مىفرمايد : « إجلس فى المسجد و أفت النّاس فإنّى أحبّ أن يرى فى شيعتى مثلك ؛ در مسجد بنشين و براى مردم فتوا بده ، من دوست دارم در شيعيانم مثل تو ديده شود . »
و امام صادق عليه السّلام به او فرموده : « ناظر أهل المدينة فإنّى أحبّ أن يكون مثلك من رواتى و رجالى ؛ با اهل مدينه بحث كن ، من دوست دارم مانند تويى ، از راويان حديث و مردان
هامش
( 1 ) - بزرگان اين فن بر اين مطلب تصريح كردهاند ، همچون شيخ بهايى در كتاب وجيزه و تعداد ديگرى از بزرگان .