نزديكتر است ، بدين جهت است كه اين امتياز ، حسد عدهاى را برانگيخت و سخت به آن حرص ورزيدند و عدهاى ديگر [ به خاطر مصالحى ] ، خود را بر آن متمايل نساختند و سخاوتمندانه از آن گذشتند . حكم و داور خداست و بازگشت به سوى او در قيامت است . » « 1 »
و باز آن جناب فرمود : « كجايند ديگران ؟ ! كسانى كه به ادعا مىگفتند : ما راسخان در علم هستيم . اين دروغى بود كه بر ضد ما ساختند و ستمى بود كه بر ما روا داشتند ، كجايند تا ببينند ؛ خداوند ما را بالا برده و آنها را سست ساخته است ؟ به ما عطا كرده ، و آنها را محروم ساخته است ؟ ما را در نعمت و لطف خود داخل ساخت و آنها را خارج نمود ؟ به وسيلهء ما مردم هدايت مىشوند ، و كور ، بينايى مىگيرد . پيشوايان و ائمه از قريشاند كه در اين نسل هاشم قرار داده شده ، ديگران صلاحيت ندارند ، و زمامداران و رهبران نبايد از ديگران باشند . » « 2 »
اين سخن نيز كه در بعضى از خطبههاى آن حضرت آمده است ، شما را كفايت مىكند ؛ « آن دم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله قبض روح شد ، عدهاى به عقب بازگشتند . هوا و هوسها آنان را گمراه ساخت ، به مكر و خدعه پناه بردند ، با غير خويشاوند پيوند و ارتباط برقرار كردند ، از سببى كه به مودتش مأمور بودند دورى گزيدند و بنا و ساختمان [ خلافت ] را از محل ، يعنى پايههاى اصلىاش ، منتقل ساخته و در غير موضع خود ، يعنى در معدن تمام خطاها و در گذرگاههاى گمراهى ، قرار دادند ؛ در ميان كسانى كه در كينه و حسادت فرو رفته بودند ، در ميان كسانى كه خود در حيرت مانده و در سكر و مستى هوا و هوسها غرق گرديده بودند ، در ميان افرادى كه به روش آل فرعون رفتار مىكردند ؛ يا از همهچيز بريده ، به دنيا پيوسته بودند و يا آشكارا از دين جدايى گزيده بودند . » « 3 »
و در خطبهاى كه پس از بيعت ، ايراد فرمود ، و از خطبههاى درخشان نهج البلاغه است ، مىفرمايد : « هيچ يك از اين امت را نمىتوان با آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله مقايسه كرد ، و
هامش
( 1 ) - چنانكه در صفحهء 79 ، جزء دوم نهج البلاغه ، كلام 157 آمده است .
( 2 ) - چنانكه در صفحهء 36 ، جزء دوم نهج البلاغه در كلام 140 آمده است .
( 3 ) - به آخر صفحهء 48 ، جزء دوم نهج البلاغه ، خطبهء 146 مراجعه شود .