نبود ، احدى به زحمت نمىافتاد و آنها را به سرمنزلى مىرساند كه آب گواراى حيات از آن فوران مىكرد ، نهرهاى آن بالا آمده ، مالامال از آب زلال و صاف بود و در آن هيچگونه كدرى وجود نداشت . آنها را همواره سير نگاه مىداشت ، آشكارا و پنهان نصيحتشان مىكرد و جز با فرونشاندن تشنگى آنان ، به چيزى راضى نمىشد ، جز با درهم شكستن سد گرسنگى ، مطلبى برايشان نمىخواست ، درهاى بركات آسمان و زمين بر آنان گشوده مىگشت . به زودى ، خداوند آنان را دربارهء كارهايى كه انجام دادند ، كيفر خواهد داد .
بيا و بشنو ، هر چقدر زندگى كنى ، روزگار شگفتىهايى را به تو مىنماياند و اگر در شگفت مانى ، حادثهء ديگرى شگفتى بيشترى برايت به همراه مىآورد ، راستى به چه پناهگاهى پناهنده شدند ؟ و به چه دستگيرهاى متمسك گرديدند ؟ چه بد مولا و سرپرستى و چه بد عشيره و قبيلهاى [ انتخاب كردند ] ! و ستمگران چه بد معاملهاى انجام دادند . شاهپرها را از دست دادند و پرهاى آخر و دنباله را گرفتند و به جاى چسبيدن به يال اسب ، به دم آن متوسل شدند .
بينى جمعيتى به خاك ماليده باد كه خيال مىكنند كار خوب انجام مىدهند ، در حالى كه مفسدند و شعورشان به آن نمىرسد . واى بر آنها ! آيا كسى كه مردم را به حق هدايت مىكند به تبعيت سزاوارتر است يا آنكس كه هدايت نشده ، و بايد هدايتش كنند ؟ شما را چه مىشود ؟ چگونه حكم مىكنيد » ؟ « 1 »
اين بود نمونهاى از سخنان عترت پاك در اين باره ، بقيه را بر اين اساس قياس كن .
و السّلام
ش
هامش
( 1 ) - ابو بكر احمد بن عبد العزيز جوهرى ، در كتاب السقيفه و فدك ، اين خطبه را از محمّد بن زكريا ، از محمّد بن عبد الرحمن مهلبى ، از عبد اللّه بن حماد بن سليمان و او از پدرش ، از عبد اللّه بن حسن بن حسن ، از مادرش فاطمه بنت الحسين از زهراء عليها السّلام نقل نموده است . و امام ابو الفضل احمد بن ابو طاهر ، متوفاى سال 280 در صفحهء 23 كتاب بلاغات النساء از طريق هارون بن مسلم بن سعدان از حسن بن علوان ، از عطيهء عوفى آورده كه او اين خطبه را از عبد اللّه بن حسن بن حسن ، از مادرش فاطمه بنت الحسين ، از جدهاش فاطمه نقل كرده است و شيعه اين خطبه را از سويد بن غفلة بن عوسجهء جعفى ، از زهرا نقل مىكنند . طبرى در كتاب احتجاج و مجلسى در بحار الانوار و عدهاى ديگر از افراد موثق آن را نقل نمودهاند .