هيچگاه كسانى كه مشمول نعمت آل محمّد بودهاند ، نمىتوانند با آنان در يك رديف باشند ، آنها اساس ديناند و ستونهاى يقين ، غلوّكنندگان به سوى آنها باز مىگردند و عقبماندگان به آنان ملحق مىشوند ، خصايص و ويژگىهاى ولايت ، وصايت و وراثت در بين آنان مىباشد . هماكنون حق به اهلش بازگشته و به جايى كه از آن منتقل شده بود ، بازگشته است . » « 1 »
و در خطبهء ديگرى ، حضرت از مخالفان خود چنين اظهار شگفتى مىكند : « من در شگفتم و چرا در شگفتى و تعجب نباشم ؟ ! از اشتباه اين گروهها ، با اختلاف دليل و حجتهايشان در دينشان ، كه نه از پيامبرى تبعيت مىكنند و نه به عمل وصىّ اقتدا مىنمايند . » « 2 »
[ 2 - احتجاج حضرت زهرا . ]
2 - زهرا عليها السّلام نيز در اين باره ادلهء رسايى بيان فرموده است . دو خطبهاى كه آن حضرت ايراد فرموده مشهور است و سينهبهسينه مىچرخد . اهل بيت ، فرزندان خويش را مجبور مىساختند كه اين دو خطبه را حفظ كنند ، درست همانطور كه آنها را در حفظ قرآن ملزم مىكردند . در اين خطبهها ، به آنان كه بناى خلافت را از جاى خود منتقل ساختند و در غير جاى خودش قرار دادند اعتراض شده ، فرموده است :
واى بر آنها ! خلافت را از قلههاى بلند و كوههاى استوار رسالت ، قواعد و ستونهاى نبوت و فرودگاه روح الامين دور ساختند ، از كسى آن را برگرفتند كه خبير و آگاه به امور دين و دنيا بود ، اين جز خسران آشكار چيز ديگرى نمىتواند باشد . چه عيبى از ابو الحسن مىتوانستند بگيرند ؟ و چرا از او ناراحت بودند ؟ به خدا سوگند ، از شمشيرش ، از سرسختىاش در كارهايش ، از شدتش در صحنههاى نبرد ، از خشم و غضبش در مورد فرمانهاى خداوند .
سوگند به خدا ، اگر در برابر اين رفتار ، زمام امور امت را كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به دستش سپرده بود ، به وى مىدادند ، همه تسليمش مىشدند ، آن را سخت نگاه مىداشت و روشى روشن و زندگى پرآسايشى را برايشان تأمين مىساخت كه در آن هيچ ناراحتى
هامش
( 1 ) - در اول صفحهء 25 ، آخر خطبهء دوم ، جزء اول نهج البلاغه آمده است .
( 2 ) - به صفحهء 145 ، جزء اول نهج البلاغه ، خطبهء 84 مراجعه كنيد .