نص غدير شنيده و شاهد بودند شهادت دادند . « 1 » اين تلاشى بود كه اوضاع دشوار آن روز ، در اثر قتل عثمان و فتنهء بصره و شام ، به وى اجازه مىداد انجام دهد .
و به جان خودم سوگند ! بهندرت اتفاق مىافتد كه در چنان روزى ، از روى حكمت احتجاج صورت گيرد . و سلام بر او كه با آن مقام بلندش ، نص غدير را كه داشت از اذهان محو مىگرديد و به دست فراموشى سپرده مىشد ، بار ديگر زنده ساخت و براى آن جمعيت عظيمى كه در رحبه گرد آمده بودند ، موقف رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در روز غدير خم را مجسم كرد ؛ كه دست على عليه السّلام را گرفته و درحالىكه صد هزار يا بيشتر از امتش به او نگاه مىكردند ، به آنها ابلاغ فرمود : « على پس از او ، ولىّ آنها خواهد بود . »
به همين دليل ، نص غدير از آشكارترين مصاديق روايات متواتر به شمار مىرود .
حكمت پيامبر را بنگر كه اين جريان را در حضور همه اعلام كرد ، و به حكمت وصيّش نيز توجه كن كه چگونه در روز رحبه ، افراد را گرد آورد و بدانگونه آنان را سوگند داد و با شهادت آنان حديث را زنده كرد .
بنابراين آن حضرت با تمام نرمشى كه وضع زمان اقتضا داشت ، حق را ثابت فرمود و با تمام آرامشى كه امام هميشه از آن مواظبت مىنمود ، اين عمل را انجام داد . روش امام در انتشار عهد امامت و نشر نص وصايت اينگونه بود ؛ وى افراد غافل را با اسلوبى بيدار مىكرد كه موجب سروصدا نشود ، و فرار و تنفر افراد را سبب نگردد .
در اين باره مطالعهء احاديثى كه اصحاب سنن نقل كردهاند ، شما را كفايت مىكند . از جمله ملاحظه كنيد ؛ پيامبر در روزى كه طبق فرمان خداوند بايد نزديكانش را انذار كند و بيم دهد ، آنها را در خانهء عمويش ، بزرگ ابطاح ( ابو طالب ) ، در مكّه گرد آورده و آن مطالب را فرموده كه خود حديثى طولانى و پرارزش است . « 2 »
مردم ، همواره آن جريان را از نشانههاى نبوت و آيات اسلام مىشمردند ؛ زيرا بر معجزهء نبوت مشتمل بود ؛ چه اينكه آن حضرت گروه بسيارى را با غذاى كمى اطعام كرد .
در پايان اين حديث آمده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دست بر دوش على عليه السّلام گذاشت و فرمود :
« اين برادر ، وصى و خليفهء من در ميان شماست از او بشنويد و اطاعتش كنيد . »
هامش
( 1 ) - چنانكه در نامهء 56 آمده است .
( 2 ) - در نامهء 20 آن را ذكر كرديم .