نامهء صد و چهارم 15 / ربيع الثانى / 1330
1 - پارهاى از موارد احتجاج امام ؛
2 - احتجاج حضرت زهرا .
[ 1 - پارهاى از موارد احتجاج امام ؛ ]
1 - امام عليه السّلام ، در انتشار نصوص ، آرامش را سخت مراعات مىكرد و احتياطا ، براى اينكه به اسلام ضربهاى نرسد ، آن را در برابر دشمنانش با تندى ارائه نمىكرد . و به خاطر حفظ شوكت مسلمانان ، حاضر نبود سخت به مقابله برخيزد .
گاهى از سكوت و عدم مطالبهء حقش ، در اين زمينه ، بدينگونه اعتذار جسته است :
« انسان را بر تأخير در گرفتن حقش عيب نمىكنند ، عيب بر آن كس گرفته مىشود كه آنچه حقش نيست بگيرد . » « 1 »
آن حضرت دربارهء انتشار نصوصى كه دربارهء وى نقل شده ، روش خاصى داشت كه حكمت از آن تجلى مىكند . ملاحظه كنيد كه چگونه در روز رحبه ، در ايام خلافتش ، مردم را براى يادآورى روز غدير جمع كرد ، همه را گرد آورد و به آنها گفت : « شما را به خدا سوگند مىدهم ! هر مسلمانى از پيامبر شنيده كه در روز غدير چه فرمود ، بپاخيزد و آنچه را شنيده شهادت دهد ، و به جز كسى كه در آنروز پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را ديده بپانخيزد . »
سى نفر از صحابه كه دوازده نفرشان از اهل بدر بودند بپاخاستند و به آنچه در مورد
هامش
( 1 ) - اين از كلمات قصار آن حضرت است كه شامل اين معنى مىشود و در نهج البلاغه آمده است . به آنچه ابن ابى الحديد در جلد 4 شرح خود ، صفحهء 324 آورده است ، مراجعه كنيد .