تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
او ، از قول عمر اضافه كرده است : « بلى ، پس از وفات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، چنين شد كه انصار با ما به مخالفت برخاستند و همه در سقيفهء بنى ساعده جمع شدند . على ، زبير و كسانى كه با آنها بودند نيز با ما موافق نبودند » . سپس جريان سقيفه را ؛ از تنازع ، اختلاف نظر و سر و صدايى كه به راه افتاد و موجب پراكندگى در اسلام شد ، نقل نموده و جريان بيعت عمر با ابو بكر در آن حال را نيز آورده است . از اخبار ، احاديث و تواريخ به روشنى معلوم مىشود كه حتى يك نفر از اهل بيت نبوت و پايگاه رسالت در اين بيعت حضور نداشته‌اند ، بلكه همه در خانهء على عليه السّلام گرد آمده بودند . در اين جريان ، سلمان ، ابو ذر ، مقداد ، عمار ، زبير ، خزيمة بن ثابت ، ابى بن كعب ، فروة بن ودقه انصارى ، براء بن عازب ، خالد بن سعيد بن عاص اموى و تعداد ديگرى از اين‌گونه افراد نيز بودند . با تخلف اين افراد ، چگونه اجماع تمام و كامل مىشود ؟ در بين اين مخالفان ، تمام آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله بودند ، همان‌ها كه نسبتشان به امت همچون سر ، نسبت به تمام بدن و همچون چشم نسبت به چهره است . آنها كه ثقل و وزنهء سنگين رسول خدا و ظروف علوم او هستند ، آنها كه هم‌سنگ قرآن و سفيران خدايند ، آنها كه كشتى نجات امتند و باب حطّهء آن ، امان امت از گمراهى در دينند و پرچم‌هاى هدايت . چنان‌كه در گذشته ثابت كرديم ، « 1 » مقام و موقعيت آنها از
هامش
- استبداد به خرج دادند و يكى با ديگرى بيعت نمود و از اين طريق مردم را به بيعت وادار نمودند ، اين تظاهرى است از آن دو براى بر هم زدن اتحاد و طرد جامعه . بنابراين به هنگام بيعت ، مردم بايد با هيچ كدام از اين دو بيعت نكنند و بيعت شونده حتما شخصى غير از اين دو باشد ، و بايد اين دو از ميان ملتى كه مىخواهد براى خود رهبر انتخاب كند معزول گردند ؛ زيرا اگر براى يكى از آن دو عقد بيعت انجام پذيرفت ، با وجود آن عمل شنيع و خلاف كه معنىاش بىارزش دانستن افراد جامعه و بىنيازى از رأى آنهاست ، هيچ ايمنى نيست كه وظيفه كشتن آنها باشد ( يعنى بايد كشته شوند ، چرا كه اين عمل كوچكى نيست ) . من مىگويم : مقتضاى عدالتى كه عمر را به آن توصيف مىكنند ، اين بود كه او اين حكم را دربارهء خود و رفيقش ابو بكر جارى مىساخت . چنان‌كه دربارهء ديگران مىخواهد . عمر پيش از اين‌كه اين خطبه را ايراد كند ، اعتراف كرده بود كه بيعت با ابو بكر ناگهانى و بدون فكر و مشورت انجام شد ، ولى خداوند شرّ آن را بر طرف ساخت . كسى كه پس از اين بخواهد چنين كند ، او را بكشيد . اين سخن از عمر بسيار مشهور است و حافظان اخبار همچون ابن ابى الحديد در صفحهء 123 ، جلد 1 شرح نهج البلاغه آن را آورده‌اند . ( 1 ) - به نامهء ششم تا پايان نامهء دوازدهم مراجعه فرما . مقام اهل بيت عليهم السّلام را خواهى شناخت .