نامهء هشتادم 25 / صفر / 1330
اجماعى نيست .
در پاسخ مىگوييم : منظور رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از اينكه ؛ « امت من بر خطا اجتماع نمىكنند » و يا « بر ضلالت و گمراهى اجماع نمىنمايند » اين است : در امرى كه امت به مشورت پردازد ، و با اختيار خود و اتفاق آرا آن را تصويب كند ، خطا و گمراهى در آن راه نخواهد داشت . اين معنى از سنت پيامبر متبادر مىشود و بس .
اما كارى كه براساس نظر شخصى چند نفر از امت باشد و براى پيشبرد آن بپاخيزند و سپس اهل حل و عقد و افراد فهميده و آگاه امت را بر آن مجبور سازند ، دليلى بر درستى و عدم گمراهى آن وجود ندارد .
از طرفى مىدانيم ، بيعت سقيفه از روى مشورت صورت نگرفت ، بلكه خليفهء دوم ، ابو عبيده و چند نفر كه با اين دو بودهاند بپاخاستند و بهطور ناگهانى ، زبدگان امت و اهل حل و عقد را در بنبست ، و جريان از كار گذشته ، قرار دادند . زمينهء جامعهء اسلامى ( و جوامع اطراف آن ) و اوضاع زمان نيز با آنها مساعدت نمود ، و بالاخره به خواستهء خود دست يافتند .
ابو بكر تصريح كرده است كه بيعت با او از روى مشورت و فكر ، انجام نگرفته است .
اين مطلب را در همان اوايل خلافت ، درحالىكه از مردم عذرخواهى مىكرد ، بدين صورت گفت : « إنّ بيعتى كانت فلتة وقى اللّه شرّها و خشيت الفتنة ؛ بيعت با من ناگهانى