و نواهى آن از همه سبقت مىگيرد ، بدانگونه كه در عمل به تمام دستورات آن ، در عالىترين مرتبه از تعبّد قرار دارد . من ترديدى ندارم كه عايشه اين حديث را از آن حضرت شنيده بود ؛ « 1 » « مسلمانى كه چيز قابل وصيتى دارد بايد حتى دو شب نيز بدون وصيت نخوابد . » مسلما اين حديث و يا مانند آن را شنيده است ؛ زيرا در صدور دستورات شديد آن حضرت ، در مورد وصيت ، ترديدى نيست . و براى آن حضرت و ديگر پيامبران الهى ، جايز نيست كه به چيزى امر كنند اما ، خود به آن عمل ننمايند و يا از چيزى نهى كنند و خود از انجام آن باز نايستند . خداوند بزرگتر از آن است كه چنين شخصى را به رسالت خويش برگزيند .
اما آنچه مسلم و ديگران از عايشه ، نقل كردهاند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نه درهمى باقى گذارد و نه دينارى ، نه گوسفندى ، نه شترى و نه به چيزى وصيت كرد ، اين نيز در بىاعتبارى همانند موارد قبلى مىباشد . به علاوه ، صحيح نيست منظورش اين باشد كه آن حضرت تحقيقا هيچ چيزى باقى نگذاشت و دارايى دنيوى او ، در حدّ صفر قرار داشت .
بلى او از دارايى دنيا ، آن مقدار كه اهل آن باقى مىگذارند ، باقى نگذاشت ؛ زيرا وى از همهء جهانيان زاهدتر بود . او به پروردگارش ملحق شد درحالىكه بدهكارى داشت ، « 2 » وعدههايى داده بود و امانتهايى نزدش بود كه بايد وصيت مىكرد . از اموال خود ، آن مقدار باقى گذاشته بود كه براى بدهكارىها و عمل به وعدههايش كافى باشد و مقدار كمى هم براى وارثش بماند . اين هم به دليل روايات صحيحى است كه بنابر آن ، زهراء عليها السّلام ارث خويش را مطالبه كرده است . « 3 »
[ 2 - عقل حكم به وصايت مىكند ؛ ]
2 - از همه گذشته ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اشيايى را باقى گذاشت كه بايد در مورد آنها وصيت
هامش
( 1 ) - آنطور كه بخارى در اول كتاب وصايا از صفحهء 83 ، جزء دوم صحيح آورده است و مسلم در كتاب وصيت ، صفحهء 10 ، جزء دوم صحيح نگاشته است .
( 2 ) - معمر از قتاده نقل مىكند كه على پس از وفات پيامبر ، اشيا و بدهكارىهاى او را ادا نمود كه مجموعا به پانصد هزار درهم مىرسيد . به صفحهء 60 ، جزء چهارم كتاب كنز العمال مراجعه كنيد ، يعنى به حديث 1170 آن .
( 3 ) - چنانكه بخارى در اواخر باب غزوهء خيبر در جزء سوم ، صفحهء 37 صحيح خود ، آورده و مسلم در باب « قول النبى لا نورث ما تركناه فهو صدقة » از كتاب جهاد صحيح ، صفحهء 72 ، جزء دوم ، آن را ياد كرده است .