نامهء هفتاد و چهارم 15 / صفر / 1330
1 - تفصيل علل اعراض از حديث عايشه . . . ؛
2 - عقل حكم به وصايت مىكند ؛
3 - ادعاى اينكه پيامبر در كنار او مرده است ، معارض دارد .
[ 1 - تفصيل علل اعراض از حديث عايشه . . . ؛ ]
1 - خدا تو را تأييد كند ، در طلب بيان تفصيل ، آنچنان اصرار كردى كه مرا مجبور ساختى ، درحالىكه تو خود ، از اين جهت ، در بىنيازى تام بسر مىبرى ؛ زيرا تو مىدانى كه آنچه بر ما گذشته از همين جاست ؛ قتلگاه وصايت و ميدان درهم شكسته شدن نصوص جلى و روشن ، در همين جا قرار دارد ، همينجا « 1 » محل نابودى خمس ، ارث و هبهها است . فتنه همين جاست ؛ چرا كه شهرها را در نبرد با امير مؤمنان عليه السّلام ، گرد هم آورد و براى گرفتن ملك و الغاى حكومت آن حضرت ، آن سپاه جرار را رهبرى كرد .
به گفتهء آن شاعر :
و كان ما كان ممّا لست أذكره * فظنّ خيرا و لا تسأل عن الخبر
« آنچه واقع شد ، گذشت . من ديگر آن را ياد نمىكنم . تو نيز گمان خير ببر و از جريان پرسش مكن » .
بنابراين استدلال به سخن عايشه ، بر نفى وصايت - درحالىكه او سرسختترين
هامش
( 1 ) - به حكم صحاح اهل سنت ، به صحيح بخارى باب « ما جاء فى بيوت ازواج النبى » از كتاب جهاد و سير ، صفحهء 125 ، جزء دوم مراجعه فرما ، تفصيل را خواهى يافت .