دارند ، و بر عاقلان نيز پوشيده نيست .
بلى احيانا خودش خيال مىكرد كه از ديگران افضل است ، ولى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آن را امضا نمىفرمود . و اين از جريانى كه بين او و ام المؤمنين ، صفيه دختر حيّى ، اتفاق افتاده است ، مىتوان فهميد .
اصل واقعه اين است : پيامبر بر صفيه وارد شد ، ديد گريه مىكند . پرسيد : چرا گريه مىكنى ؟
پاسخ داد : به من خبر رسيده است كه : عايشه و حفصه از من عيبجويى مىكنند و مىگويند : ما از صفيه بهتريم . رسول خدا فرمود : چرا نپرسيدى چگونه شما از من بهتريد درحالىكه پدر من هارون عليه السّلام و عمويم موسى عليه السّلام و همسرم محمّد صلّى اللّه عليه و آله است . « 1 »
كسى كه حركات ام المؤمنين ، عايشه را در كردار و گفتارش زير نظر بگيرد و در آن تتبع كند ، مىيابد كه وى همانگونه است كه ما مىگوييم .
[ 3 - اشارهاى اجمالى به علت اعراض از حديث عايشه . ]
3 - اما اينكه ما از حديث عايشه در مورد وصايت اعراض كرديم ، به اين دليل است كه آن حجت نيست . و من از شما مىخواهم كه تفصيل اين مطلب را از من نخواهى .
و السّلام
ش
هامش
( 1 ) - ترمذى از كنانه - غلام امّ المؤمنين صفيه - آن را نقل نموده است . ابن عبد البر در شرح حال صفيه در استيعاب ، ابن حجر در شرح حال وى در الاصابة و شيخ رشيد رضا در آخر صفحهء 589 ، جلد 12 المنار و عدهاى ديگر از ناقلان اخبار و آثار آن را ذكر نمودهاند .