تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩

نامهء شصت و نهم 10 / صفر / 1330

دليل منكران وصايت .

اهل سنت و جماعت وصايت را انكار مىكنند ؛ به اين دليل كه : بخارى در صحيح خود از اسود چنين نقل كرده است : نزد عايشه ، اين سخن به ميان آمد ؛ « پيامبر ، على را وصىّ خود قرار داد . » « 1 » عايشه پرسيد : « چه كسى چنين گفته است ؟ پيامبر ، هنگام مرگ به سينه‌ام تكيه داده بود ، طشتى خواست ، بدنش سست شد و از دنيا رفت . من متوجه نشدم ، پس چگونه على را وصىّ خود قرار داد ؟ » « 2 »
هامش
( 1 ) - اين حديث را بخارى در كتاب وصايا ، صفحهء 83 ، جزء دوم صحيح ( و در چاپ‌هاى جديد ، جزء چهارم ، صفحهء 3 ) و در باب « مرض النبى و وفاته » ، صفحهء 64 ، جزء سوم صحيح آورده است و مسلم در كتاب وصيت ، صفحهء 14 ، جزء دوم صحيح آن را آورده است ( در چاپ‌هاى جديد صحيح مسلم در جلد سوم ، صفحهء 1257 ، باب « ترك الوصية لمن ليس له شىء » ، اين مطلب را مىتوانيد بخوانيد ) . ( 2 ) - توجه داريد كه بخارى و مسلم حديث وصيت پيامبر صلّى اللّه عليه و سلم به على عليه السّلام را بدون اين‌كه خود بدانند در همين حديث نقل نموده‌اند ؛ زيرا آنان كه نزد عايشه گفته‌اند : پيامبر ، على را وصىّ خود قرار داد ، خارج از امت اسلام نبوده‌اند ، بلكه از صحابه يا تابعين بوده‌اند كه جرأت گفتن سخنى را كه موجب ناراحتى ام المؤمنين و مخالف سياست او در آن عصر بوده است داشته‌اند و لذا پس از شنيدن اين سخن ، سخت ناراحت شده است ، اين ناراحتى را از پاسخى كه داده است و بىپايه‌ترين جواب است ، مىتوان فهميد . امام سندى - در حاشيه‌اى كه بر اين حديث در سنن نسائى ، صفحهء 241 ، جزء ششم ، چاپ مصر در الازهر نگاشته است - مىگويد : مخفى نماند كه اين سخن مانع از وصيت پيش از مرگ نيست و نيز اين را اقتضا ندارد كه آن حضرت ناگهان مرده