مطالبى كه به دخت پاك پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تلقين كردند ، اين بود : « على فقير است و چيزى ندارد . »
اما نقشه و فريب آنها بر زهرا عليها السّلام مخفى نماند و بدى مقاصد مردان آنها از نظرش پوشيده نگرديد ، ولى با اين حال ، به گونهاى عمل نكرد كه آنها ناراحت شوند تا آنكه ارادهء خدا و رسولش در مورد آن حضرت به انجام رسيد . آن زمان بود كه تصميم گرفت ، با طرح خاصى ، فضايل امير مؤمنان عليه السّلام را - كه خدا به وسيلهء آن رسوايى دشمنان را فراهم آورد - آشكار سازد ، لذا عرض كرد : « اى رسول خدا ، مرا به شخص مستمندى كه مال و ثروت ندارد ، به همسرى دادى ؟ »
و رسول خدا پاسخ وى را همان داد كه در پيش شنيدى ( حديثى كه طبرانى از ابو ايوب انصارى ، در چند سطر پيش نقل كرد ) .
اينجاست كه به تعبير آن شاعر « هرگاه خداوند بخواهد فضيلتى را منتشر سازد ، زبان حسودان و بدگويان را براى انتشار آن به كار مىاندازد . »
و إذا أراد اللّه نشر فضيلة * طويت أتاح لها لسان حسود
خطيب در كتاب المتفق ، از ابن عباس نقل مىكند : هنگامى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، فاطمه عليها السّلام را به ازدواج على درآورد ، فاطمه عليها السّلام عرض كرد : « اى رسول خدا ، مرا همسر مردى فقير و بىچيز قرار دادى ؟ »
پيامبر فرمود : « آيا راضى نيستى ؟ ! خداوند از ميان مردم زمين دو نفر را انتخاب نمود ؛ يكى پدرت و ديگرى شوهرت . » « 1 »
حاكم در مناقب على در كتاب مستدرك ، جزء سوم ، صفحهء 129 ، از طريق سريج بن يونس ، از ابو حفص ابار ، از اعمش ، از ابو صالح ، از ابو هريره نقل كرده است : فاطمه عرض كرد : « اى رسول خدا ، مرا همسر على نمودى كه فقير است و ثروتى ندارد ؟ »
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « آيا راضى نيستى ؟ ! خداوند به مردم زمين نظر افكند و دو نفر را انتخاب نمود ؛ يكى پدرت و ديگرى شوهرت . »
هامش
( 1 ) - اين حديث با همين لفظ و سند ، همان حديث 5992 كنز العمال است كه در صفحهء 391 ، جزء ششم ، در فضايل على عليه السّلام آورده و به خوبى سند آن تصريح نموده است .