تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤

نامهء شصت و هشتم 9 / صفر / 1330

نصوص وصايت .

نصوص وصايت ، از ناحيهء ائمه عترت پاك پيامبر صلّى اللّه عليه و آله متواتر است . و از طريق ديگران ، آنچه در نامهء بيستم گفته شد شما را كفايت مىكند . گفته شد : پيامبر دست بر دوش على عليه السّلام گذاشت و فرمود : « هذا أخي و وصيّي و خليفتي فيكم فاسمعوا له و أطيعوا ؛ اين ، برادر ، وصىّ و خليفهء من در بين شماست ، از او بشنويد و اطاعت كنيد . » محمّد بن حميد رازى از سلمهء ابرش ، از ابن اسحاق ، از ابو ربيعه ايادى ، از ابن بريده ، از پدرش بريده ، از پيامبر نقل كرده است : « هر پيامبرى وصى و وارثى دارد ، وصىّ و وارث من على بن ابى طالب است . » « 1 » طبرانى در كتاب الكبير ، از سلمان فارسى نقل كرده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : وصىّ من ، مركز اسرارم ، و بهترين فردى كه پس از خود باقى مىگذارم كه وعده‌هايم را منجز مىسازد ، و دينم را ادا مىنمايد على بن ابى طالب است . » « 2 »
هامش
( 1 ) - اين را ذهبى در شرح حال شريك در كتاب ميزان الاعتدال آورده و تكذيب نموده ، خيال كرده است شريك چنين روايتى را حفظ نمىكند ، و گفته : محمّد بن حميد رازى موثق نيست . اما جواب اين است كه امام احمد بن حنبل و امام ابو القاسم بغوى و امام ابن جرير ، طبرى و پيشواى جرح و تعديل ابن معين و ديگران از اين طبقه محمّد بن حميد را توثيق كرده و از او نقل حديث نموده‌اند ، بنابراين او استاد و مورد اعتماد آنهاست ، چنان‌كه در شرح حال محمّد بن حميد در ميزان الاعتدال به آن اعتراف نموده است . اين مرد نه متهم به رفض و نه متهم به تشيع است ، بلكه از اسلاف « ذهبى » است ، پس وجهى براى تهمت به او در اين حديث نيست . ( 2 ) - اين حديث با همين لفظ و سند ، حديث 2570 كنز العمال در آخر صفحهء 154 ، جزء ششم مىباشد ، آن را در