جحفه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله درحالىكه دست على عليه السّلام را گرفته بود ، خطبه خواند ، حمد خداى گفت و بر او ثنا فرستاده . سپس فرمود : « اى مردم ، من ولىّ شما هستم . »
عرض كردند : راست گفتى .
پس از آن دست على را بلند كرده ، گفت : اين ولىّ و جانشين من است و دين مرا ادا مىكند . من دوستم با كسى كه او را دوست دارد و دشمنم با كسى كه او را دشمن دارد . »
و نيز از سعد ، نقل شده است : « 1 » با رسول خدا بوديم . وقتى به غدير خم رسيد توقف كرد ، آنان كه پيش از او بودند بازگرداند و آنها كه عقب مانده بودند ، ملحق شدند .
هنگامى كه مردم جمع شدند فرمود : « اى مردم ، چه كسى ولىّ شماست ؟ »
گفتند : خدا و رسولش .
سپس دست على عليه السّلام را گرفت و او را به پا داشت . پس از آن فرمود : « كسى كه خدا و رسولش ولى او هستند ، اين ولىّ اوست . بار خدايا ! دوست بدار كسى كه او را دوست مىدارد ، و دشمن دار كسى كه او را دشمن مىدارد . »
روايات در اين باره زياد است به طورى كه قابل استقصا و ضبط نيست .
اينها نصوص صريحى هستند كه با زبان گويا ، ولايتعهدى او را ثابت مىكنند و مىگويند : او پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله صاحب امر مسلمين است ، چنانكه فضل بن عباس بن ابو لهب « 2 » گفته است :
و كان ولىّ العهد بعد محمّد * علىّ و فى كلّ المواطن صاحبه
« وليعهد بعد از محمّد صلّى اللّه عليه و آله على عليه السّلام است ، كه در همه جا و تمام نبردها همراه او بوده است . »
و السّلام
ش
هامش
( 1 ) - آنطور كه نسايى در صفحهء 25 خصائص آورده است .
( 2 ) - از سرى اشعارى كه در پاسخ وليد بن عقبة بن ابى معيط گفته است ، چنانكه محمّد محمود رافعى در مقدمهء شرح هاشميات ، صفحهء 8 ، آورده است .