نامهء بيست و نهم 20 / ذى الحجه / 1329
1 - پذيرش آنچه دربارهء سند حديث گفته شد ؛
2 - تشكيك در عموميت حديث ؛
3 - ترديد در حجيت آن .
[ 1 - پذيرش آنچه دربارهء سند حديث گفته شد ؛ ]
1 - آنچه در مورد ثبوت اين حديث - حديث منزلت - ذكر فرموديد حق است و مطلقا در آن ترديدى نيست . و « آمدى » در اينجا ، برايش لغزشى پديد آمده است كه بر اين دلالت دارد كه وى از علم حديث و اهل آن بسيار دور است .
ما با ذكر نظريه و عقيدهء او شما را به زحمت انداختيم و شما به توضيح واضحات ناچار شديد . اين خطا و اشتباهى از ما بود كه از تو درخواست عفو آن را داريم . و تو اهليت آن را دارى كه از تو درخواست شود ، و ببخشى .
[ 2 - تشكيك در عموميت حديث ؛ ]
2 - به من خبر رسيده است كه بعضى از مخالفان شما ، غير از « آمدى » ، گمان كردهاند كه حديث منزلت عموميت ندارد ، بلكه به موردش اختصاص دارد ( يعنى على فقط در جنگ تبوك خليفهء پيامبر بود و بس ) و به سياق حديث استدلال مىكنند و علت اين استنباط آن است كه : پيامبر اين سخن را هنگامى به على فرمود كه وى را به جاى خود ، در مدينه قرار داد ؛ زمانى كه به جنگ تبوك مىرفت .
امام على عليه السّلام به پيامبر عرض كرد : آيا مرا در ميان زنان و كودكان مىگذارى ؟
و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به او فرمود : آيا تو راضى نيستى كه براى من به منزلهء هارون نسبت به