تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
خلاصه ، حديث منزلت از مطالبى است كه به اجماع ، مسلمانان با تمام اختلافى كه در مذهب و مشرب دارند ، ترديدى در ثبوت آن ندارند .

[ 3 - نقل‌كنندگان اين حديث از اهل سنت ؛ ]

3 - اين حديث را نويسنده الجمع بين الصحاح السته و نويسندهء الجمع بين الصحيحين « 1 » نقل نموده‌اند . در صحيح بخارى ، باب جنگ تبوك « 2 » نيز موجود است . و در صحيح مسلم ، در باب فضايل على عليه السّلام نيز آمده است « 3 » و در باب فضايل اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از سنن ابن ماجه « 4 » و در كتاب مستدرك حاكم در قسمت مناقب على « 5 » آورده شده است . امام احمد بن حنبل در مسند حديث سعد را از طرق فراوانى نقل نموده است . « 6 » وى در مسند ، باز اين حديث را از ابن عباس « 7 » ، اسماء بنت عميس « 8 » ، ابو سعيد خدرى « 9 » ، معاوية بن ابو سفيان « 10 » و عدهء ديگرى از صحابه نقل كرده است . طبرانى اين حديث را از اسماء بنت عميس ، ام سلمه ، حبيش بن جناده ، ابن عمر ، ابن عباس ، جابر بن سمره ، زيد بن ارقم ، برّاء بن عازب و على بن ابى طالب عليه السّلام و ديگران نقل كرده است . « 11 »
هامش
- به او گفت : پاشو ، خدا پاهايت را بشكند . و نام او را از دفتر حقوق مسلمانان محو كرد . . . در صفحهء 107 صواعق ، مطالبى نقل مىكند كه مىرساند جماعتى از محدثان غير از احمد حديث منزلت را با سند از معاويه نقل نموده‌اند . ( 1 ) - در فضائل على عليه السّلام و در غزوهء تبوك . ( 2 ) - جزء سوم ، صفحهء 58 . ( 3 ) - جزء دوم ، صفحهء 323 . ( 4 ) - جزء اول ، صفحهء 28 ، در آنجا كه فضائل على عليه السّلام آمده است . ( 5 ) - در اول صفحهء 109 از جزء سوم و در موارد ديگرى كه متتبعان مىدانند . ( 6 ) - به صفحات 173 ، 175 ، 179 ، 182 و 185 از جزء اول مسند مراجعه كنيد . ( 7 ) - به صفحهء 331 ، جزء اول مسند بنگر . ( 8 ) - به صفحات 369 و 438 ، جزء ششم مسند مراجعه نمائيد . ( 9 ) - صفحهء 32 ، جزء سوم مسند را ملاحظه كنيد . ( 10 ) - چنان‌كه در آغاز نامه از مقصد 5 از مقاصد آيهء 14 از آيات باب صواعق ، صفحهء 107 نيز آن را نقل نموديم . ( 11 ) - ابن حجر نيز در حديث اول از چهل حديثى كه در فصل دوم باب 9 ، صفحهء 7 صواعق آورده است ، به آن تصريح كرده است . سيوطى در شرح حال على عليه السّلام از تاريخ الخلفاء ، بيان كرده كه طبرانى اين حديث را از اينها نقل نموده است و اسماء بنت قيس را نيز افزوده است .