من به خدا روى آوردم و آنچه كه داشتم ، در راه خدمت به مولايم ، على بن موسى الرضا عليه السّلام رها ساختم . . .
ابن قتيبه هنگامى كه در كتاب معارف ، رجال شيعه را مىشمارد ، معروف را از آنان به شمار مىآورد .
مسلم به احاديث معروف استدلال مىكند . احاديث او كه از ابو طفيل نقل نموده ، در قسمت حجّ كتاب صحيح ، موجود است .
وى در بغداد به سال 200 « 1 » وفات يافت ، قبرش معروف و زيارتگاه است .
سرى سقطى از شاگردان وى مىباشد .
* * *
85 - منصور بن معتمر بن عبد اللّه بن ربيعة سلمى كوفى
وى از اصحاب امام باقر و امام صادق عليه السّلام مىباشد و از آنها حديث فرا گرفته است ، چنانكه نويسندهء منتهى المقال فى احوال الرجال به آن تصريح كرده است .
ابن قتيبه ، در معارف ، او را از رجال شيعه مىداند ، و جوزجانى وى را از محدثانى شمرده كه مردم مذهبشان را در اصول و فروع دين نمىستايند ؛ زيرا آنها به آنچه از آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله رسيده است متعبدند . وى اين مطلب را در آنجا گفته كه مىگويد :
در ميان مردم كوفه گروهى بودند كه مردم مذهبشان را نمىستودند ، آنها سران و رؤساى محدثان كوفهاند ، مانند : ابو اسحاق ، منصور ، زبيد يامى ، اعمش و غير اينها از نزديكان آنها . اما مردم به خاطر راستى زبانشان در حديث ، آنها را پذيرفتهاند . « 2 »
من مىگويم : چهچيز موجب دشمنى با اين راستگويان شده است ؟
تمسك آنها به ثقلين ؟
يا بر كشتى نجات سوار شدن ؟
يا وارد شهر علم پيامبر شدن از درب آن ؟
هامش
( 1 ) - سال 201 و 204 نيز گفته شده است .
( 2 ) - چنانكه در شرح حال زبيد يامى در ميزان الاعتدال نيز آمده است و ما اين مطلب را از جوزجانى در شرح حال زبيد ، اعمش و ابو اسحاق آورديم و حاشيههايى بر آن نگاشتيم كه سزاوار است به آن مراجعه شود .