پىهايش را در راه تشيع قطع كردند - چنانكه در شرح حالش گفتيم - اما او نه كند شد و نه سستى و ضعف به خرج داد و با صبر و استقامت ديده از جهان فرو بست . پسرش ، معاويه نيز همان وضع پدر را ادامه داد كه گفتهاند : « الولد سرّ أبيه ؛ فرزند عنصر اسرار و نهاد پدر است . »
و كسى كه به پدرش شباهت داشته باشد ، راه اشتباهى نپيموده است . او از اصحاب امام صادق و امام كاظم عليهما السّلام مىباشد و از حاملان علوم اين دو به شمار مىرود .
وى كتابهايى نوشته است كه ما ، با سند ، از او نقل نمودهايم . ابن ابى عمير و ديگر شيعيان از او حديث نقل نمودهاند . مسلم و نسايى به احاديث وى استدلال مىكنند .
احاديثى كه او از زبير نقل كرده ، در كتاب حجّ صحيح مسلم موجود است . از نظر مسلم ، يحيى بن يحيى و قتيبه از او حديث نقل مىكنند . وى از پدرش ، عمار و همچنين از گروهى از اين طبقه ، رواياتى نقل نموده است . اين روايات در كتابهاى حديث اهل تسنن موجود است .
وى در سال 175 رخت از جهان بربست .
* * *
84 - معروف بن « 1 » خرّبوذ كرخى
ذهبى در ميزان الاعتدال نام وى را آورده و او را به راستگويى و تشيع ، توصيف نموده است . رمز بخارى ، مسلم و ابو داود را كنار نامش گذارده است تا اشاره كند به اينكه آنها احاديث وى را نگاشتهاند ، و گفته است : از ابو طفيل ، روايت نقل مىكند ، و نيز گفته است :
او قليل الحديث است . ابو عاصم ، ابو داود ، عبيد اللّه بن موسى و ديگران از او حديث نقل كردهاند ، و از ابو حاتم نقل كرده كه ، احاديث او بايد نوشته شود [ يعنى صحيح و قابل استناد است ] .
من مىگويم : ابن خلكان در وفيات الاعيان وى را نام برده و گفته است : او از مواليان و دوستان على بن موسى الرضا عليه السّلام است . پس از آن ، در تمجيد و ستودن او قلم را رها ساخته و سپس از او حكايتى نقل كرده است كه در ضمن آن چنين آمده است :
هامش
( 1 ) - ابن فيروز ، ابن فيروزان و ابن على نيز گفته شده است .