ابن قتيبه خشبيّه را در كتاب معارف ذكر كرده و گفته است : اينها جزو رافضىها هستند ، و دليل اين نامگذارى اين است كه ابراهيم اشتر ، در حالى با عبيد بن زياد روبهرو شد كه بيشتر اصحاب و ياران ابراهيم چوب به دست داشتند لذا آنها را خشبيّه ناميدند .
من مىگويم : آنها اين نام را از اين جهت به آنان اطلاق كردند كه به آنها توهين نموده و به نيرو و شكستناپذيرى آنها لطمهاى برسانند . اما همين خشبيّه و چوب به دستها با همان چوبشان اسلاف ناصبيان يعنى ابن مرجانه را كشتند و ريشهء آنها را از بيخ كندند ، ريشهء همانها كه آل محمّد را شهيد كردند (
فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
؛ دنبالهء ظالمان و ستمگران قطع شد و سپاس به پروردگار عالميان اختصاص دارد ) . بنابراين اين لقب شريف بدون عيب است ، و نيز لقب ترابيّه كه به ابو تراب كنيهء امام على عليه السّلام نسبت دارد . نه تنها عيب نيستند بلكه ، براى ما افتخار و شرافت هستند .
قلم از دست رفت ، برگرديم به آنچه مورد بحث بود . مىگوييم : در استدلال به گفتههاى منصور ، همه اتفاق كلمه دارند و لذا اصحاب صحاح سته و غير از آنها ، با آگاهى از اينكه او شيعه است ، به سخنانش استدلال نمودهاند . شما مىتوانيد احاديثى كه او از ابو وائل ، ابو ضحى ، ابراهيم نخعى و غير اينان از اين طبقه نقل نموده است ، در صحيح بخارى و مسلم ملاحظه كنيد . از نظر بخارى و مسلم ، شعبه ، ثورى ، ابن عيينه ، حماد بن زيد و ديگران از اعلام اين طبقه ، از او حديث نقل نمودهاند .
ابن سعد مىگويد : منصور در آخر سال 132 وفات يافته است .
و نيز مىگويد : او موثق ، ايمن ، كثير الحديث ، بلندمرتبه و عالىدرجه است . خداى رحمتش كند .
* * *
86 - منهال بن عمرو ، از تابعين كوفى
از مشاهير شيعيان كوفه است و به همين جهت جوزجانى او را تضعيف كرده و گفته است : بد مذهب است .
ابن حزم نيز دربارهء او همين گونه سخن گفته ، و يحيى بن سعيد نيز به او طعن زده است . احمد بن حنبل گفته است : ابو بشر بيشتر مورد علاقهء من است تا منهال و از او نيز