است : جعفر مذهب شيعه را از عبد الرزاق فرا گرفته است و لذا همواره او را نفرين كرده مىگفت : كاش ، عبد الرزاق مرده بود و او را نمىديدم ؛ غير از او كسى جعفر را فاسد نكرد ، او جعفر را شيعه كرد .
عقيلى ، از سهل بن ابى خدوثه ، نقل مىكند : به جعفر بن سليمان گفتم :
شنيدهام كه ابو بكر و عمر را دشنام مىدهى ؟ پاسخم داد : دشنام نه ، ولى بغض و كينه هرچه بخواهى !
ابن حيان ، در ثقات ، از جرير بن يزيد بن هارون ، نقل مىكند : پدرم مرا نزد جعفر ضبعى فرستاد كه به او بگويم : به من چنين خبر رسيده است كه تو ابو بكر و عمر را سبّ مىكنى ؟ پاسخ داد : سبّ نه ، ولى بغض هرچه بخواهى ! پس ، معلوم مىشود كه او رافضى است . . .
ذهبى ، در كتاب ميزان ، نام وى را ذكر كرده است و آنچه گفتيم ، در آنجا آورده و سرانجام ، با صراحت ، گفته است : در تشيع ، از علما و دانشمندان زاهد ، بوده است .
همانطور كه ذهبى گفته است ، مسلم ، در صحيح خود ، روايات او را حجت دانسته و احاديثى را از او نقل كرده است كه نقل آنها به خودش اختصاص دارد . چنانكه ذهبى ، در شرح حال جعفر ، به اين مطلب اشاره كرده است .
احاديثى كه وى از ثابت بنانى ، جعد بن عثمان ، ابو عمران جونى ، يزيد بن رشك و سعيد جريرى نقل كرده است و احاديثى را كه قطن بن نسير ، يحيى بن يحيى ، قتيبه ، محمّد بن عبيد بن حساب ، ابن مهدى و مسدد از او نقل نمودهاند ، مىتوانيد در صحيح مسلم ، ملاحظه كنيد .
و هم اوست كه از يزيد رشك ، از مطرف ، از عمران بن حصين ، اين حديث را نقل نموده است : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سپاهى را اعزام داشت و على عليه السّلام فرماندهء آنها بود [ تا آنجا كه مىگويد : پس از شكايتى كه بعضى از سربازان از على كردند ] .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « از على چه مىخواهيد ؟ على از من است و من از او هستم و او ولىّ تمام مؤمنان پس از من ، خواهد بود . »
نسائى اين حديث را در صحيح خود آورده و ابن عدى آن را از صحيح نسائى نقل كرده
المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 114
مساهمون: السيد عبد الحسين شرف الدين
ص١١٤