ذهبى وى را ستوده و گفته است : عالم اهل رى و بسيار راستگو بوده است . به احاديث او در كتابها استدلال مىشود و وثاقت او مورد اتفاق است .
احاديثى كه وى از اعمش ، مغيره ، منصور ، اسماعيل بن ابو خالد و ابو اسحاق شيبانى نقل كرده است ، در صحيح بخارى و صحيح مسلم موجود است . همچنين ، رواياتى را كه قتيبة بن سعيد ، يحيى بن يحيى و عثمان بن ابى شيبه از او نقل نمودهاند ، در اين دو صحيح مىتوانيد ملاحظه كنيد .
وى در سال 187 در سن هفتاد و هفت سالگى در رى از جهان رخت بربست . رحمت خدا بر او باد .
* * *
15 - جعفر بن زياد ، احمر كوفى
ابو داود وى را ياد كرده و گفته است : راستگوست و مذهبش شيعه است . و جوزجانى گفته است : از طريق و راه منحرف است . يعنى به دليل شيعه بودنش از طريق جوزجانى منحرف است و در طريق اهل بيت عليهم السّلام قرار دارد .
ابن عدى گفته است : شيعهاى است صالح .
نوهء او حسين بن على بن جعفر بن زياد گفته است : جدم ، جعفر ، از رؤساى شيعه در خراسان بوده است . ابو جعفر دوانيقى فرمان داد او را به سويش بفرستند . لذا وى را با گروهى از شيعه ، درحالىكه غل و زنجير به گردن داشت ، به نزد وى بردند . دوانيقى آنها را عمرى در زندانهايى كه در زير زمين ساخته بود حبس كرد . « 1 »
ابن عيينه ، وكيع ، ابو غسّان مهدى ، يحيى بن بشر حريرى و ابن مهدى از او حديث فرا گرفتهاند . بنابراين او استاد آنهاست .
ابن معين و ديگران او را توثيق كردهاند . احمد گفته است : او صالح الحديث است ؛ يعنى صلاحيت نقل حديث دارد .
هامش
( 1 ) - در عبارت عربى چنين آمده است : « اشخص اليه فى ساجور » : ساجور در اصل ، قلادهاى از چوب بوده كه به گردن سگ انداخته و آن را مىكشيدند ، و در اينجا ، منظور اين است كه بند به گردن او انداخته و او را مىكشيدند . و شايد ، منظور غل و زنجير باشد ، چنانكه از لغت نيز استفاده مىشود .